شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

قشنگ روا بود ب عنوان آخرین ارائه‌پروژه‌ی گروهی کارشناسی‌م با تو هم گروه می‌شدم و بعد کلاس با هم می‌رفتیم کافه و ی خستگی در می‌کردیم

ولی متاسفانه من و تو همگروهی‌ نبودیم 

و 

من از همیشه خسته‌تر/رنجورتر/پرالتهاب تر ولی مقاوم 

 تو از همیشه خسته‌تر/رنجورتر/پرالتهاب تر ولی زیبا :(

 

خب امروز آخرین ارائه ی گروهی کارشناسی م رو تو درس طرح ریزی واحدهای صنعتی دادم ی چی بود ک تو هر محاسبه ی هر دپارتمان ی کد تو ی نرم افزار زده بودم و ی فایل ارائه ی فوق العاده زیبا درست کرده بودم ک اصن اووووف جووون

تو کف موندن ی جمعیت قابل توجهی از کلاس جای خود داره

ارائه مون 3 نفری بود ک تقریا از دقیقه ی 3 به بعد اون 2 نفر هیچ حرفی نزدن! ولی مطمئنا اگه تو پارتنر ارائه م بودی با این فایل ها ترکیب فوق العاده ای میشدیم

در مورد عنوان بخوام توضیح بدم ک باید فیلم رو دیده باشید اما این کلیپ از ته فیلم منظورم هست ک این پسره از این دختره خوشش میاد بعد ی انیمیشن اینجوری میسازه و دختره رو دعوت میکنه بیاد این رو ببینه تو این انیمیشن از کفش دختره از رنگ موهاش و رفتار دختره استفاده کرده و .... دوس داشتم بعد از خستگی های تهیه ی این ارائه بعدش مثله این با ی یار جانی می رفتیم بیرون یا مثلا اون میاومد ب خاطر عالی بودن این ارائه بهم تبریک بگه ولی خب در جریان هستید ک من تو رل نیستم و هق و هوق و آه و ناله!

 

 

 

پ.ن1:

ولی فهمیدن حرفای کسی که چشاش قشنگه واقعا سخته ....

پ.ن2:

ایشالله خنده های هیچ خونواده ای قطع نشه

با خبر شدم یکی از دوستای دانشگاه دخترخاله هاش ک مثله ی خواهر واسش بودن(دوست من پسر می باشد) تو ی تصادف همه شون فوت شدن و از نظر من ک خواهر ندارم  این غم انگیز ترین حالت خمگین شدن است....

پ.ن3:

«کاش هیچ گاه ندیده بودمت»

دردناک ترین آرزوی آدمی، در اوج استیصال و نا امیدیه...

پ.ن4:

یک‌نفر هست، خودش نیست

ولی خاطره‌اش

صبحِ هرروز  

مرا سخت بغل می‌گیرد...(آره درسته پتو داره موقعی ک من میرم دانشگاه واسم شعر میگه!)

پ.ن5:

آخرین برگ سفرنامه ی باران این است ؛ که . . . زمیـــــــــــــــــــــن ؛ چرکین است... :/

پ.ن6:

نوشته انقد بقیه رل زدن من نگا کردم میترسم رفتم بهشت اونجا دوستام با حوری ها برنامه داشته باشن من پا منبر حضرت سلیمان دارم با مورچه‌ها بحث عقیدتی کنم

پ.ن7:

ی حسه تنفر خاصی نسبت ب اونایی ک آزادی خودشون رو واسه رفاه می فروشن یا غرور خودشون رو واسه کسب رفاه حداقلی ک تو ذهنشون از ی چی درسته کردن دارم،ایشالله در مورد توسعه و پیشرفت و رفاه و آزادی ی سری متن ها خواهم نوشت

۲۴ آذر ۹۷ ، ۲۲:۵۰
Zeytoon fruit

اول سلام

راستیتش من بیانم رو همون بلایی سرش آوردم ک رو توئیترم آوردم

رمز ورود رو عوض کردم و ی چی عجیب غریب گذاشتم و تنها رو device ای که بهش به طور عادی و معمول دسترسی ندارم رمز رو سیو کردم

سر همین دسترسی‌م کمه

واسه همین قضیه اگه احیانا نظری گذاشته میشه من دیر دیر می‌تونم جواب بدم

واسه همین امیدوارم دلگیر نشید و تو این تایم هم اگه خواستید قطع دنبال کردن بزنید من ناراحت نمیشم

۱۸ آذر ۹۷ ، ۱۹:۱۶
Zeytoon fruit
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۸ آذر ۹۷ ، ۱۹:۱۰
Zeytoon fruit

 


به آهنگی ک تو فیلم  داره پخش میشه دقت کنید و تصویر رو دنبال کنید
ورودی حیفا ی اسرائیل تو اسرائیل همچین آهنگی زده!!!!!

۰ نظر ۱۶ آذر ۹۷ ، ۲۰:۴۱
Zeytoon fruit
۷ نظر ۱۶ آذر ۹۷ ، ۱۳:۲۵
Zeytoon fruit

منشن های زیر این توئیت هم واسه خودش قشنگ بوده!


یهو داداششو تو خیابون دیده حول کرده با اون رژ لبشو پاک کرده😅

**************

شاید پسِ این بوسه غروری ریخته باشد..

**************

داداش تو پول بده من با چشم پوشی به کثافتی که گرفته میخورمش🤪😂

*************

یحتمل طرح جدید براندازا هستش 

پولار ببوسین رژی شه تا ارزشی ها بهش دست نزنن بی پول بمونن کارتن خواب بشن بمیرن رژیییییییممممم چنج و تاماممممممم.

**************

۳ نظر ۱۵ آذر ۹۷ ، ۲۰:۲۶
Zeytoon fruit

این متنی هست ک پارسال واسه ۱۶ آذر نوشته بودم ک ب دلایلی ک احتمالا تومتن متوجه میشید هیچ کدوم از تشکل ها تو نشریه‌ی مناسبتی‌شون قرار ندادن!

********

تزریق ِ مُشتی گاو در رگ های آزادی
خودکار سبزت دست های لاغری دارد

سر را به دیواری که اصلا نیست می کوبد
این شعر معلوم است درد دیگری دارد

تَکرار ۱۶ آذر روزی که منطقا باید دانشجوها بهم تبریک بگویند اما این نوشته درد های دیگری دارد!
عده‌ای بر سر آرمان های آزادی صف کشیدند !عده‌ای هم بر سر آرمان های آزادی خط کشیدند!چه جالب که دو گروه از هر دو جریان در یک نقطه بهم رسیدند!پیوندتان مبارک !به سلامتی و دل خوش !ایشالله به پای هم تا نابودی و ریشه‌کن کردن ریشه‌ی مردم پیش برید!
و اما عدالت خواهی! و ما ادراک عدالت!
عدالتی که در آن از آزادی حرف می‌زنند و از ته ته دلشان روح تو را در بند می‌خواهند . بگذار حرفشان را بزنند اینها پایه‌ی دولت ما را محکم تر می‌کنند! حالا که عده‌ای هم از آزادی خواهان و هم از عدالت طلبان بایکوت کردن صداها را مصلحت می‌دانند و من چقدر متنفرم از مصلحتی که قربانی‌اش حقیقت باشد.
اصلا بروید و همان مصلحت اندیشی کنید و کاری با کار ما نداشته باشید ولی بدانید که همین دانشجویان امروز خواهند آمد و مصلحت را با تمام طول و عرض و ارتفاع‌ش در حلقوم شما فرو می‌کنند یادم باشد آن روز سلامی بکنم به دوستان عزیز و مسئولان بزرگواری که تَکرار را یاد مردم دادند و خودشان نیز تَکرار کردند،تَکرار با چاشنی تحقیر و توهین و سانسور چه تثلیث جالبی!

ظلم اینان می رود... نوبت به آنان می رسد
بعد پایان زمستان هم زمستان می رسد

آره یه لوپ ساده است که مملکت ما توش مونده یه بنده خدایی می‌گفت کار دانشگاه استحاله کردن‌ه شاید من اشتباه می‌کنم ولی جلوی استحاله تو فرهنگ لغت نوشته حلال کردن،شاید هم درست باشه قدیما موقعی که می‌خواستند گوسفند و مرغ رو بکشند می‌گفتند حلال‌ش کن که حیف نشه آره فک کنم این باشه آخه بچه انقلابی ها مرغ عروسی و عزا هستن موقع خوشی و غم اینا هستن که باید قربونی بشن از آزادی خواهان خوشی ندیدیم فقط یه بیت شعر فکر کنم کافی باشه
از سرنوشت برگ های سبز می پرسی؟!
امّید ِ چی داری رفیق من؟! زمستان است
دوست آزادی خواه من مواظب باش که بعضی از اینا خودِ خودِ زمستون‌ن اصلا زمستون های قبلی اینا سوء تفاهم بود!
و اما دوستان عدالت خواه !حرفی ندارم باهاتون دل‌تون به خودتون و شعاراتون خوش باشه که بعضی ها کاراشون رو راحت تر انجام بدن فقط توصیه می‌کنم جلوی دست و پاشون رو نگیرید اینا نشون دادن تو بعضی از جاها از خیلی از جلاد ها راحت‌تر سر می‌برن

من از صد دشمن دانای لامذهب نمی ترسم
ولی از زاهد بی عقل نا آگاه می ترسم

پی گم گشته ام در چاه نادانی نمی گردم
اصولأ من نمی دانم چرا از چاه می ترسم

من از عمامه و تسبیح و تاج و مسند شاهی
اگر افتد به دست آدم خودخواه می ترسم

نمی ترسم ز درگاه خدای مهربان اما
ز برخی از طرفداران این درگاه می ترسم

خدای من ، نمی دانم چرا از تو نمی ترسم
ولی از این برادرهای حزب الله می ترسم

آخر سر حرف آقا همیشه یادمان باشه:

 بنده دلم می‌خواهد این جوانان ما شما دانشجویان؛ چه دختر، چه پسر و حتّی دانش‌آموزان مدارس، روی  ریزترین پدیده‌های سیاسی دنیا فکر کنید و تحلیل بدهید. ۱۳۷۲/۰۸/۱۲

یادمون باشه بازی نخوری

 که بعضی افراد ما رو از مسیر تحلیل و فکر خارج کنن

راستی یادم رفت بگم دوستان دانشجو روزتان مبارک

#زیتون_نوشتها

۱ نظر ۱۴ آذر ۹۷ ، ۲۱:۲۷
Zeytoon fruit

با این حرفایی ک روحانی زد،هوا هوای راهپیمائی سکوته...


پ.ن1:

خدا قشنگ باید نصف گناهامو واسه خاطر ندادنِ خواهر پاک کنی...

پ.ن2:

ذابَ فلبی فَأْذَنْ لَهْ یَتَمَنّا

👈دلم آتیش گرفت لااقل اجازه بده تمنا کنم تورا

پ.ن3:

خدایا بیا آبروداری کنیم و این برگه هایی که من تصحیح کردم رو تو کارنامه ی عمل من به عنوان بی عدالتی ثبت نکن...

به خصوص اونی که خودت در جریانی که شدید بهش ارفاق کردم (#معامله_قرن رو میگم عاره همون 😉 بوس بر تو باد خدا)

۵ نظر ۱۳ آذر ۹۷ ، ۲۲:۴۷
Zeytoon fruit

صبح بهم التماس میکرد نرو منو تنها نزار!!

بهش گفتم عزیزم منم عاشقتم ولی باید برم دانشگاه سعی کن بفهمی....



مکالمه "من" و پتو امروز  صبح یهویی 😂

پ.ن۱:یکی از دانشجوها تو برگه‌ی امتحانی‌ش ایموجی خنده گذاشته تو چنتا سوال منم کنار هر کدوم :d رو نوشتم!

قشنگ بیان رو ریختم تو برگه‌ها!!

۴ نظر ۱۳ آذر ۹۷ ، ۰۹:۴۳
Zeytoon fruit

آدمایی که جای حرف زدن می نویسن، خطرناکن! درست مثل همون مصدومایی که خونریزی داخلی دارن و ناغافل خط ممتد، سوت می کشه رو مانیتور زندگیشون ... بی درد و بی علامت!

آدمایی که می نویسن مدت مدیدی توو سکوت بودن، توو انزوای دسته جمعی...

آدمایی که می نویسن ، اونقدر می نویسن تا یه روز جوهر احساس شون خشک بشه و بعد خودشون می شن نقش اول قصه های ناتموم بقیه... درست مثل مجنون که اونقدر "مشق نام لیلا " کرد که بالاخره مرد! آره؛ مرد!
آدمایی که جای حرف زدن می نویسن، آلارم نمی دن؛ سوپاپ اطمینان هم ندارن.. فقط یهو می ریزن...کاملا یهو!

#ناهید_سعادتیان 

پ.ن۱:زیتون هستم یک عدد آدمی که جای حرف زدن می‌نویسه!

پ.ن۲:

خانم و آقایی همیشه عادت داشتند هرکجا که میرن لایو بذارن اینستا

آقا دزده هم از قضا فالو کرده بوده این زوج خوشحال رو


یه شب که میرن بیرون از شهر، آقا دزده رفته و خونه رو کامل جارو کرده.

جالب اینجاست روی آینه اتاقشونم ازشون بابت لایو اینستاشون تشکر کرده 


نتیجه:لازم نیست همه چیتون رو همه بدونن!

۲ نظر ۱۲ آذر ۹۷ ، ۱۹:۳۰
Zeytoon fruit

+چرا لباس گرم نپوشیدی؟

- سردم بشه #بغلت میکنم...

************

+بیرون سرده لباس گرم بپوش

- ممنون منم دوس‌ت دارم....

۴ نظر ۱۲ آذر ۹۷ ، ۰۰:۲۴
Zeytoon fruit

+لبخندت اذیتت نمیکنه؟

- نه

+ ولی دهن ی ملت رو سرویس کرده...


پ.ن1:

-میشه نری؟

+نه میشِ ماده ام!!! (همینقد لوس ن بعضیا!)

پ.ن2:

خدا می خوای ی 2 کیلو سیب و پرتقال بخرم بیخیال دنیا بشیم؟

پ.ن3:

امروز ی امتحانی دادم ک میخوام بگم خودم از حد قفل کردن مغزم کف و خون قاطی کردم! استاد ببینه احتمالا میگه این پسره چی زده بود ک اونجوری تو کلاس در اون سطح خفونیت و اینجوری تو برگه! البته بازم دم مسئول آموزش مون گرم ک گذاش ی 40 ثانیه بیشتر بنویسم و دیرتر برگه م رو گرفت

پ.ن3.5: رانت باز هم خودتونید!

پ.ن4:گفتم امتحانم رو میدم میام خونه با ی روحیه میشینم برگه های دانشجوها رو تصحیح میکنم ، با این امتحان کلا حس هیچی نیست و هق و هوق و آه و ناله

پ.ن5:اینو بگم ک کلا نظرم اینه وقتی ی اتفاقی افتاد دیگه افتاده (مثله همین امتحانا ک ارزش آنچنانی ندارن) ولی خب دلیل لش بودن من خستگی از نتیجه نگرفتن بخاطر قفل بودن مغزم هس نه نگران نمره و این حرفا نیستم

پ.ن6: ناشناس و خصوصی پیام بدید و حرف و نظر شخصی تون رو راجع ب من "زیتون" بگید دوس دارم ی خورده ب تصویر خودم تو فجازی از دید شما آگاه بشم و بخندم!

پ.ن7: پ.ن6 جدی بود و اینم اضافه کنم ک اگه تو فضای حقیقی من رو ببینید خودتون هم خنده تون میگیره ک این پسر درونگرای اجتماع گریز و اجتماع ستیز ک اکثر اوقات سرش یا تو کتابه یا تو لپ تاپ یا در حال درس دادنه و در غیر این صورت معمولا ی جور میره تو خلوت ک کلا نمیشه پیداش کرد چجوری این وبلاگ یا این حجم از مطالب مختلف رو داره و اصن عاشقانه و ... مینویسه و علاقه ب شعر داره و بعضی وقتا شعر و متن ادبی از خودش مینویسه این پسر اصن احساس هم حالیش میشه مگه؟

پ.ن8:تو روز جهانی ایدز دلم نمیاد نگم چن وق پیش با رفقای داروسازی رو ی سری چیزا کار کردیم ک ب ی دارو واسه درمانش برسیم،مسائل ریاضیات و مدلینگش با من بودالان دقیقا نمیدونم تو چ وضعیتی هس وکارشون ب کجا رسیده ولی در کل حس خوبی بود ک با بچه های داروسازی بودم و اینکه حس خیلی خیلی باحالی بود ک به بهانه ی این کار 2 روز رو با بهترین رفیق عمرم "امین" جان گذروندم و بهترین خاطره ها رو تو کل عمرم واسم ساخت{ایموجی بوس و قلب و بغل کردن محکم}

۱۰ آذر ۹۷ ، ۲۱:۴۹
Zeytoon fruit

هر وق ی همچین کسی رو دیدید که ی همچین تیپ هایی میزنه و فقط ی مملکت که نه ی منطقه رو نگه میداره با من از  اصول مدیریت و رهبری حرف بزنید


پ.ن۱: چ حرفه‌ای هم عصاش رو گرفته

ی رهبری کردن خاصی تو نگاش هس(ایموجی قلب)

۳ نظر ۱۰ آذر ۹۷ ، ۱۴:۲۶
Zeytoon fruit

گرم نمی‌کند پتو بغل مگر اثر کند!


پ.ن1:سردته

پ.ن2:سلامتی همه سرما زده ها ک پتو اثر نداره و یار هم ندارن که بغل شون کنن...

پ.ن3:سلامتی همه بی یار ها...

پ.ن4:سلامتی کارتن خواب ها :( 

پ.ن5:این پست رو تندی نوشتم ک پست قبل رو اگه نخواستید نخونید

۸ نظر ۰۹ آذر ۹۷ ، ۲۱:۱۹
Zeytoon fruit

راستیتش این پست قرار نیست پست عاشقانه باشه

 و اگه به این خاطر اومدید بخونید که بهتره از تگ های بغل و بوسه یا اون لیست کنار "شعر و متن ادبی" استفاده کنید!

بعد این متن ی خورده احتمالا طولانی میشه(هیچ پلن و برنامه ای واسش ندارم که قراره تو متن چ اتفاقی بیافته!) و اگه حالش رو ندارید نخونید

۰۹ آذر ۹۷ ، ۲۱:۱۴
Zeytoon fruit


" لربما فارس أحلامک لم یتعلم رکوب الخیل بعد! " 

 شاید سوارِ رؤیاهایت هنوز اسب سواری نیاموخته است!

پ.ن۱:از قشنگی های بیان بگم

 پست های جداریات من!

۲ نظر ۰۸ آذر ۹۷ ، ۲۰:۲۲
Zeytoon fruit

صبحِ پاییز بدونِ تو نمی چسبد نه

گرمِ آغوشِ تو باید بشوم یخ نکنم....


پ.ن1: این مکالمه‌ی "کاپشن با ی بنده خدا" در صبح پاییزی‌ست یا حتی "پتو و ی بنده خدا"

پ.ن۲: نوشته بود:

بیدار شدن با بوسه همسر را برای نماز صبح بیداری اسلامی می نامند

حس میکنم کلا مملکت رد داده! نظر شما هم مشابهه؟
۳ نظر ۰۸ آذر ۹۷ ، ۰۹:۱۷
Zeytoon fruit

ی روزی ی نفری ی جوری سفت بغلت میکنه ک همه‌ی تیکه‌های شکسته‌ی قلبت دوباره بهم بچسبن

آره من هنوز هم معتقدم ی روز خوب میاد...

پ.ن۱:

هر موقع فک کردید اوضاع واس‌تون سخت شده ب پسر نوح فک کنید

فک کن خر و الاغ تو کشتی باباش دارن واسش سم تکون میدن این داره غرق میشه! همینقد تباه

پ.ن۲:بی_ربط_طوری!

ی آسه ی شاهه ی سرباز...

پ.ن۳:

اصن فک نمیکردم داداش کوچیکا انقد داداش بزرگا رو دوس داشته باشن

پ.ن۴:

می‌شود جای شما طو بشوم موقع چت

چ کنم دلبر من این ادبت کشت مرا...

(کاملا بی_مخاطبانه!)

۴ نظر ۰۷ آذر ۹۷ ، ۲۰:۵۷
Zeytoon fruit

شبا روی تختم همون وقتی که

دارم خیره سقفو نگا میکنم

به امّیدِ اینکه پیامت بیاد

بازم قفلِ گوشیمو وا میکنم...

 

#حسین_نادری

 

پ.ن1:البته من ایمیلم رو چک میکردم... :/

پ.ن2:(همون چیزایی که میخوام ولی نمیتونم بنویسم!)

پ.ن2.5:امروز به دانشجوها مثه همیشه رسوندم البته نه به همشون استاد نذاشت،دوس داشتم به آخرین کسی که داشتم می رسوندم تمام جواب سوال رو بگم!

ولی خب نه میشدتواون تایم رسوند نه حوصله ی حاشیه هاش رو داشتم لکن از اوشون عذرخواهی میکنم که نشد :/

استاد تهش بهش گف آخر سر معامله ی قرن رو انجام دادی...

پ.ن3:(این آهنگ هیچ ربطی ب حال من نداره ولی دیدم قشنگه باور کنید!)

به چی فکر کنم توی تنهاییام که سمت تو یک شب حواسم نره

چه رختی بپوشم تو روزای سرد که عطر تو توی لباسم نره

#روزبه_بمانی #آلبوم_کجا_باید_برم

 


دانلود آهنگ
۰۶ آذر ۹۷ ، ۲۱:۱۷
Zeytoon fruit

میزان اهمیت دادن حاکمیت و دولت به نخبگان نشان دهنده‌ی سطح بلوغ فکری و شعور مسئولان هر کشور را می‌رساند

کشورهایی که در حفظ نخبگان خود تلاش می‌کنند و کشورهایی که به دنبال جذب نخبگان کشورهای دیگر هستند.

جدای از تعریف‌های غلط واژگانی و شاخصه های سنجش نخبه بودن یک فرد در ایران مسئله‌ی برخورد با آن‌ها نیز قابل تامل است

وزارت امورخارجه در سال ۹۴ با کشور استرالیا در خصوص پناهجویان غیرقانونی به توافقی دست پیدا کرد که در آن دولت استرالیا در ازای بازگرداندن پناهجویان، بورسیه تحصیلی برای دانشجویان ایرانی فراهم کند!

معادل این توافق می‌شود معامله‌ی نخبگان کشور با پناهجویان، آن‌هم از نوع پناهجویان غیرقانونی که از کشور به نوعی فرار کرده‌اند!

#زیتون

http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/1948959/استرالیا-پناهجویان-ایرانی-را-بازمی-گرداند

۰۶ آذر ۹۷ ، ۱۰:۰۹
Zeytoon fruit

احمد خمینی، نتیجه امام با نتیجه آیت الله گلپایگانی ازدواج کرد

سید احمد خمینی متولد ۴ خردادماه ۱۳۷۷ در تهران است.

ما هیچ ما نگاه...

فک کنید بچه احمد خمینی میشه "یادگارِ یادگارِ یادگارِ یادگارِ امام راحل"!

راستش به احمد می خوره بیشتر عروس شده باشه تا زن گرفته باشه!!!!

فک کن متولد 77 هست!!!! آی خداااا


پ.ن1:سید احمد خمینی هم ازدواج کرد و من همچنان در طلب تو می جوشم

پ.ن2:

زِ جان خوشتر 

اگر باشد 

تو آنی ... 

پ.ن3:یکی از سختی های TA بودن اینه باید تو امتحان اندازه ی جند دور صحن دانشگاه تو ی کلاس راه بری!

پ.ن4: من فردا قاعدتا نمیتونم بالاسر همه ی دانشجوها برم و ی کلاس رو بیشتر اداره نمیکنم و این یعنی اگه تو هر کلاسی باشم اون یکی کلاس اعتراض میکنن که فلان و فلان و فلان

پ.ن5: یکی دیگه از سختی های TA بودن اینه که بخوای به دخترا برسونی واست حرف در میارن

پ.ن6:

پیام داده بود:

+میشه تا 6 و نیم دانشگاه بمونید من سوال هام رو بپرسم؟

- من تا 4 بیشتر کلاس نداشتم تا 5 موندم دانشکده اگه کسی سوال داشت بپرسه از من

+ آخه من تا 4 ونیم کلاس داشتم و رفتم نمازم رو بخونم

- :/

بگم طرف دختره و ب مسئله ی حجاب آنچنان اهمیتی نمیده ولی پیام میده من رفتم نمازخونه نمازم رو بخونم واسم حرف در میارید عایا یا واسه اون حرف در میارید

پ.ن7: درست ش این بود که من در جواب پیام ش میگفتم قراره با حاج خانمم بریم بیرون نمیتونم بمونم دانشگاه

پ.ن8:قشنگ ش این بود من امروز دانشگاه میموندم و با تو تا ساعت 7 شب ب سوالای بچه های جواب میدادم و بعدش باهم میرفتیم ولیعصر گردی و نصفه شب 12 یا 1 برمیگشتیم خونه لکن نه من تو رو دارم نه حال موندن تا 7 شب تو دانشگاه هست ن تو من رو داری و بدبختی و آه ...

پ.ن9:

مثلا ازش ی سوال بپرسی اونم بگم جانم و اینجوری بشه تنها جانم زندگی ت

۴ نظر ۰۵ آذر ۹۷ ، ۲۳:۵۲
Zeytoon fruit

روزی مردم به مدرس گفتند:

ـ آقا! این چه لایحه‌ای بودکه امروزتصویب شد؟خلاف مصلحت است!

+ اگر ۲۰راس اسب ویک آدم رادرمجلسی جمع کنند واز آنهابپرسند نهارچه می‌خورید،جواب چه می‌دهند؟

ـ جو!

ـ آن یک نفرهم ناچاراست سکوت کند؛

این وکلایی که شماانتخاب کردید همین قدرند؛ برویدآدم انتخاب کنید.


پ.ن1:شخصا از جامعه مدرسین که 3 دوره هست لاریجانی رو حمایت میکنن بره مجلس نمیگذرم 

فک کن شایعه هست که قراره 1400 واسه ریاست جمهوری نامزد بشه

پ.ن2:یکی از اونایی که واسه 1400 قراره بود نامزد بشه رو با رانت اطلاعاتی که دارم میشناسمش 😎😎

همینقد خفن/همینقد مغرور

البته تو مجامع عمومی گفته نمیاد و این چرت و پرتا ولی خب بعید میدونم

پ.ن3:عمرا بگم کی بوده چون تابلوعه که من این بنده خدا رو لو دادم دهنم سرویس میشه!

پ.ن4: در مورد پ.ن3 باید بگم

ما گر ز سر بریده میترسیدیم

در محفل عاشقان نمی رقصیدیم...

دهن سرویس شدن من نه به خاطر سرویس کردن خودم بلکه به خاطر شعور و بی شخصیتی این جماعت هست که ن ناموس میشناسن ن اخلاق کلا بیشعور هستن

پ.ن5:از "ما میتوانیم" به برکت دیپلماسی ظریف . روحانی و عراقچی رسیدیم به " ما دوام می‌آوریم" 

خط تولید هواپیما ی ایران 140 داشتیم

ماهواره بر  و ماهواره های بومی داشتیم

ماهواره ی آماده پرتاپ امیرکبیر(واسه دانشگاه ما هس) که 8 ساله داره خاک میخوره داریم

و .... 

و الان رسیدیم به اینکه یارو میره میگه ما دوام می آوریم...

۰ نظر ۰۵ آذر ۹۷ ، ۲۱:۰۸
Zeytoon fruit

داشتم طرح درس جبرخطی م رو ی اصلاحاتی میکردم و ی چیزایی اضافه میکردم رفتم از اون دوره ها و متن های خود کتاب دکتر استرانگ ی چیزایی بر دارم هوس کردم ببینم TAهای دکتر استرانگ چطوریان!

بی انصاف نباشیم خدایی ش از اون 3تا پسر خوشگل ترم دیگه

واسه همین دانشجوهای عزیزی که ی ترم من روتحمل میکردید شکرگزار باشید


باید دانشجوهام اینم در نظر بگیرن اونا تو MIT درس می خونن و استاداشون دکتر استارنگ هست 

شما تو پلی تکنیک درس می خونید و استادتون ...... که حتی بلد نیست از کتاب فارسی بخونه!

بعد TA های اونا(البته به جز دخترها!) اینا هستن!

و TA های شما ی همچین گل پسری😁


پ.ن1:الان دوس دارید بگید از تصویر خودت رونمایی کن و عاره و خلاصه و اینا که این کار رو نخواهم کرد!!

پ.ن2:در جواب دانشجوی دختری که وقتی جواب سوال ها و توضیحات رو میفرستی ایموجی بوس و قلب میفرسته باید چی جواب داد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پ.ن3:خیلی دوس دارم بگم من ی #نیمه_گمشده دارم اگه این رو ببینه میاد چشمای تو و من رو در میاره لکن سینگلم و هق و هوق و آه و ناله

۴ نظر ۰۵ آذر ۹۷ ، ۱۰:۵۸
Zeytoon fruit

باشد بخواب ... ولی بی وفای من:

یک "شب بخیر" مگر چند واژه بود؟؟

#لاادری 

شاعر قشنگ می تونست ب جای "بی وفای من" وزن رو فدای واژگانی چون بی‌شعور،نفهم،کصافط و.... کنه!

پ.ن1:با استناد به این جمله که "خوابیدنی که توش بغل و بوسه نباشه کپه ی مرگه" خواب خوبی رو براتون آرزومندم 

پ.ن2:من احتمالا تا 3،4 باید بیدار باشم و پیش نویس های طرح پروژه ی شرکت رو بتایپم، 

دوستان زیبا نیست واقعا

من از شرکت حدودا ی هفته پیش خداحافظی کردم و اومدم بیرون و گفتم حقوق این ماهم رو نمی خواد واریز کنید ولی اونا هنوز میگن ی کمک بهمون بده این پروژه رو انجام بدیم و کمک شون در حد نوشتن پیش نویس کلی پروژه و تاریخچه ی عظیم و طویل و حاصل مطالعات 5 ، 6 ساله ی منه

ما هیچ ما نگاه...

پ.ن3: 

فرزندم سلام

به مامانت بگو ،بابات فعلا وقت نداره بیاد پیدات کنه و بهش پیشنهاد ازدواج بده،اگه خودش خواست ی جوری بیاد خودش رو بهم برسونه

مرسی فرزندم

پ.ن4:

'' چرا زودتر پیدات نکردم.. ''

میتونه در عین عاشقونه بودن،یکى از غمگین ترین جمله ها باشه..

۴ نظر ۰۴ آذر ۹۷ ، ۲۲:۴۳
Zeytoon fruit

وقتی میگم عاشق لبنان و لهجه ی لبنانی م یعنی ی همچین چیزی

عای سلامتی امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف به لهجه لبنانی)

 

 
پ.ن:اللهم الرزقنا از اینا👆
 
۶ نظر ۰۴ آذر ۹۷ ، ۱۰:۱۶
Zeytoon fruit

به چایی هم حسادت میکنم هرصبحدم، هرشب لبت را بوسه باران می کند این داغ لامذهب....

پ.ن۱:وقتی سر کلاس نبودید و نمیدونید ک TAتون همه ی سواتلا رو حل کرده و رو هرکدوم ی سری حرفای اضافه تر زده و تاکید کرده که همین ها دقیقا قراره تو امتحان سه شنبه بیاد تو گروه نگید فقط دو تا سوال حل شده

پ.ن۲:

نه ب خشونت علیه TA

نه ب خشونت علیه TA

نه ب خشونت علیه TA

نه ب خشونت علیه TA

پ.ن۳: قاعدتا نرید ب دانشجوهام بگید همین سوالا قراره تو امتحان‌شون بیاد!

پ.ن۴:اینکه من از اونایی ک سر کلاس حاضر بودن دارم دفاع می‌کنم عایا شبهه‌ی کراش داشتن رو یکی از دانشجوهای کلاس مطرح میشه؟؟؟

۱ نظر ۰۳ آذر ۹۷ ، ۱۸:۳۱
Zeytoon fruit
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۳ آذر ۹۷ ، ۰۸:۵۷
Zeytoon fruit

وقتی میگیم آدما باهم فرق دارن یعنی همین...


یه آخوند میشه #حسن_روحانی🤢 حاصل گل بازی ملائک!

یه آخوند هم میشه این سید عزیزمون😍 ...

ای جان چ خوشگل میخنده❤❤❤😘😍😍😍😘

۲ نظر ۰۲ آذر ۹۷ ، ۲۰:۲۱
Zeytoon fruit
اگر گفتند: بی تو، حال من خوب است، باور کن
شبیه خاطرات "هاشمی" از جنگ، هذیان است...

پ.ن۱: ۳۰۰ روزه شدن وبلاگم🎇🎆✨✌
۶ نظر ۰۲ آذر ۹۷ ، ۱۲:۰۶
Zeytoon fruit
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۲ آذر ۹۷ ، ۰۲:۲۸
Zeytoon fruit