شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

راننده ی مهربون اول صبح

دوشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۶، ۰۷:۲۹ ق.ظ

بعد از چند هفته فراموش کردن خوشی های واقعی دیشب و امروز صبح واسه لحظاتی حس کردم هنوز یه سری چیزا هس که می ارزه واسش جنگید

دیشب رو که نمی‌گم چی شد ولی امروز صبح که یه خورده فکرم واسه اتفاقایی که خواهد افتاد مشغول بود یه راننده تاکسی خیلی خیلی باحال من رو تا ایستگاه مترو سوار کرد که روحیه ‌ی آدم رو باز کرد یه جورایی حس زندگی در لحظه رو بهم داد

مرسی ازت :)

پ.ن: من اکثر وقتا اگه با اتوبوس ترم انقد صبر می‌کنم یه تاکسی بیاد تا باهاش مسیر رو بدم حس‌م میگه اونی که با خودرو ی شخصی اون مسیر رو میبره شاید یه کار دیگه داشته باشه ولی راننده تاکسی تنها شغل‌ش همینه

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۱۶
Zeytoon fruit

حال_خوب

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">