شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

من بهش میگم جنگ

جمعه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۰۰ ق.ظ

نمیدونم اسمش رو چی میذارن اما من بهش میگم جنگ

اینکه یه نفر تو ذهن ت باشه که نبودن هاش تو رو آشوب کنه و کلا به اون فکر کنی اما وقتی میبینی هست نتونی نگاش کنی!

نتونی نگاش کنی به خاطر دین‌ت،نتونی نگاش کنی به خاطر حیاش

پرهیز دیدن کسی که شوق بودنش و شوقق دیدنش ،آشوبت کرده یعنی بدجور دلت رو باخته ای

مگه چیش از جنگ کمتره گاستون بوتول میگه

جنگ عنصر جمعی دارد. یعنی مثلا دلت و عقلت باهم دست به یکی کنن که اینجوری داغون بشی

جنگ عنصر ذهنی دارد. یعنی یه چیز خود به خودی و احتمالی نیست فقط اون رو که میبینی اینجوری میشه و اصلا کاری با بقیه نداری

جنگ عنصر سیاسی ، یعنی سازمان سیاسی دارد. یعنی کل حواس (5+1)گانه‌ت وقتی میبینیش تغییر میکنه اصن بدون  اینکه ببینیش می فهمی که تو جمع هست

جنگ عنصر مسلحانه و خونین دارد.فکر کنم همین که دلت خون میشه واسه دیدنش برای این موضوع کافی باشه

جنگ جنگ است پیروزی هم داشته باشد قبلش حتما خرابی دارد...

۹۶/۱۱/۲۰
Zeytoon fruit

مخاطب_خاص

نظرات  (۳)

این جنگ عاشقی ست
زمانی که دل می خواهد ببیند ولی عقل می گوید: نه
موفق باشید
پاسخ:
من باب اینکه عقل میگه نه شاعر میگه
عقل درس حذر از عشق به دلها می داد
زیر لب گفت دلم : خسته نباشید استاد
جنگ جنگ تا پیروزی............
پاسخ:
ایشالله همه بتونن تا آخر جنگ سر پا باشن و اونی که واسش می‌جنگن ارزشش رو داشته باشه
انشالله
پاسخ:
:)

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">