شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و شیطان العین الرجیم

بیچاره دلم

آه دکتر سر من دردبزرگی شده است
بره ی لعنتی ام عاشق گرگی شده است

سردشداز تن من..دل به خیابان زدورفت
گرگ من بره نچنگیده به باران زدورفت

آه دکترلب او«صبروثباتم»می داد
دوش«وقت سحرازغصه نجاتم»می داد

آه دکتر سرمن دردبزرگی دارد
بره ام میل به بوسیدن گرگی دارد

دکتراین باربرایم نم باران بنویس
دوسه شب پرسه زدن توی خیابان بنویس
مهتاب یغما
۰ موافق ۰ مخالف
سلام
کاش اسم شاعرش را هم مینوشتی

سلام
ممنون از تذکرتون شاعر این شعر
مهتاب یغما می باشند

ممنونم بزرگوار

خواهش می کنم:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اینجا زیتون می نویسه از همه جا از همه چی
آرشیو مطالب
قدرت گرفته از بلاگ بیان