شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

اینجا زیتون می نویسه از همه جا از همه چی

پربیننده ترین مطالب

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید:))

Zeytoon fruit
۱۸ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۰۷ ۳ نظر


پ.ن:با خودم عهدکرده بودم که تا موقعی که بحث پروتکل رو به جایی نرسوندم پست نذارم خدا رو شکر داره به جای خوبی میرسه پیشنویسش تقریبا در حال تکمیل شدنه تا اینکه بریم سراغ پپیگیری
#دعا_لطفا
پ.ن2:روز زن و روز مادر هم به همه ی مامان و همه ی زن ها مبارک باشه

Zeytoon fruit
۱۷ اسفند ۹۶ ، ۱۹:۳۳ ۴ نظر

راستش امروز می خواستم درباره ی سخنرانی آخر نتانیاهو درباره ی ایران و واکنش منفعلانه ی آقای ظریف مطلب بنویسم که پست آلاء خانم رو دیدم واقعا ناراحت و عصبانی شدم نمیدونم کی بود که همچین کاری کرد و نمی خوام پیگیر باشم که پیدا کنم اون فرد رو ولی بدونه خیلی #بی_شعوره و اگه در جریان قرار بگیرم که کی بوده تو فضای مجازی همون طوری باهاش برخورد می کنم که تو فضای حقیقی برخورد می کنم با افراد (وَ ما أَدْراکَ مَا الْحَاقَّة)

لطفا به جملات زیر دقت کنید همان اتفاق های هر روز فضای مجازی است که شاید با ذوق برای هم تعریف می کنیم همان ها هست ولی با زبان دیگر

* امروز حدود 100 نفر مادر تو را برای پختن غذا پسندیدند چه مادر خوبی داری شما میذاری بره خونه ی فلان نامحرم واسه اونا هم غذا درست کنه؟؟

* امروز  حدود 120 نفر خواهر تو را برای دید زدن و لذت بردن از زیباییش برای بقیه به اشتراک گذاشتن ، خوش غیرت حاضری خواهرت رو دست یه دست بدی تو شهر بین نامحرم ها بچرخه؟

*امروز 10ها نا محرم فهمیدند که سر کلاس با دوست ت چه شوخی هایی کردی، خانم شما که چادرت از رو دوش تون کنار نمی ره افتخار می دی با اون نا محرم فلان دره یه نشست و دورهمی شاد داشته باشی؟؟


*تویی که غیرت ت نمی ذاره خواهرت شل حجاب بره اگه ناموس مردم رو دید بزنی تو فضای مجازی مطمئن باش یکی هم پیدا میشه که با مجاز  و واقعیت خواهرت هوس هاش رو ارضاء کنه

( امام صادق علیه السّلام فرمودند: 

از ناموس دیگران چشم پوشی کنید تا دیگران از نظر کردن به ناموس شما خودداری کنند. 
وسایل الشیعه، ج 14، ص 79 )

پ.ن: کتاب 150 هشتگ (نهضت سواد رسانه) رو من به دانشجوها و دوستام پیشنهاد دادم شماها هم اگه گیر آوردید بخونید(نویسنده:دکتر سید بشیر حسینی و حسین حق پناه)
پ.ن2: الان حس میکنم دلم نمی خواد تا یه مدت پست بذارم از روی عصبانیت و ناراحتی، من آدمی نیستم که وقتی به یه خانم توهین کنند ساکت باشم آلا خانم که جای خود دارند:((
Zeytoon fruit
۱۶ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۲۲ ۷ نظر

چشم ، زیتون سبز در کاسه،سینه‌ها ، سیب سرخ درسینی

لب میان سفیدی صورت، چون تمشکــی نهاده بر چینــی


سرخ یا سبز؟ سبز یا قرمز؟ ترش یا تلخ؟ تلخ یا شیرین؟

تو خودت جای من اگـــر باشـی ابتدا از کدام می‌چینی؟


با نگاهی، تبسمی، حرفی، در بیاور مرا از این تردید

ای نگاهت محصّل شیطان، اخـم‌هایت معلـّـم دینی


هر لبت یک کبوتر سرخ است، روی سیمی سفید ، با این وصف

خنده یعنـــی صعـــــود بالایی ، همـــــزمان با سقـــــوط پایینــی


می‌شوی یک پــــری دریایــــی از دل آب اگــــر کــــه برخیزی

می‌شوی یک صدف پر از گوهر روی شن‌ها اگر که بنشینی


هرچه هستی بمان که من بی تو، هستی بی هویتی هستم

مثل ماهــــی بدون زیبایی ، مثــــل سنـــگی بدون سنگینـــی


 غلامرضا طریقی

پ.ن۱: ای نگاهت محصل شیطان اخم هایت معلم دینی خیلی پارادوکس باحالی هس

پ.ن۲:هستی بی هویتی هستم هم فک کنم تضاد باحالی باشه

پ.ن۳ :بی_مخاطبانه

پ.ن۴: شعر زیتون داره!دلیل اینکه اصلا شعر قشنگ شده همون زیتون  مصرع اول هست :))

Zeytoon fruit
۱۵ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۲۲ ۴ نظر

خب بالاخره من هم دچار مصاحبه‌ی کاری شدم(نمی‌دونم دچار شدن فعل درستی هست یا نه🤔🤔)

راستیت‌ش من با احتساب شرکت خودمون (دورهمی دوستانه) حدودا تو ۳ تا شرکت و ۴تا سازمان رسمی-دولتی و ۲ تا ارگان تشریفاتی-رسمی فعالیت داشتم و فعالیت دارم و تنها تجربه‌ی گزینش یا مصاحبه‌ی فعالیت‌م بر‌می‌گرده به ****** که وقتی بهم زنگ زد گفت فلانی شما رو معرفی کرده می‌آی ساخت محتوای رسانه‌ای رو انجام بدی با ۱۵ دقیقه حرف زدن پشت تلفن ایشون گفتن شما فردا بیا تو شورای مرکزی به عنوان راس جریان حرف بزن!(که البته نرفتم)

امروز خواستم یه تجربه از این موضوع داشته باشم ببینم چجوریاست که دیدم جالب بود ما حدود ۲۰ دقیقه پیش هم بودیم که من کلا ۲ دقیقه حرف زدم (خیلی مقاومت کردم که همین ها رو هم نگن ولی خب ادعاش میشد ما اولین نفر هایی هستیم که این کار رو می‌کنیم منم بهش گفتم ماه قبل ما ۱۰امین پروژه شرکت خودمون رو تو این زمینه و جریانات حاشیه‌ای انجام دادیم و الان چون شرکت خودمون واسه پروژه ی بعدی در حال تغییر و بستن قرار داد و مسائل دیگه‌ش هس اومدم اینجا (فک کنم کرک و پرش ریخت بنده خدا)

ارزیابی خودم از خودم و اونی که اومده بود با هم مصاحبه کنیم تقریبا خوب بود البته با توجه به اینکه من خودم اگه تو مجموعه باشم مسئولیت جذب و ارزیابی و مصاحبه ی افراد دیگه رو دارم اگه من بودم چیزهای دیگه‌ای مطرح می‌کردم

Zeytoon fruit
۱۵ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۱۶ ۷ نظر
تولد جناب قدح مبارک باشه👏👏👏
ایشالله جام‌شان سرتاسر لبریز از شادی
)قدح جان هر چی دنبال یکی از شعرهای خودم بودم که توش قدح یا جام باشه و قابل پخش پیدا نکرد:( اونی‌هم که هست قابل پخش نیست شعر زیر با اینکه یه خورده فاز غمگین داره ولی خب قبول کن به عنوان تبریک البته خواستم از شعرهای حافظ جان بذارم گفتم شاید بعدا ها بخوای تو پست وبلاگ‌ت ازش استفاده کنی پشیمون شدم)
شباهت ها نمی دانم
تفاوت های بین ما
کمی تا قسمتی ابری ست
که من تلخی زهرم تو
تو تلخی شراب کهنه‌ای و مستی آور
دو تا تلخ بد و خوبی که باهم نه نمیسازند
تو را هر کس که مست بوده
می داند چه نابی تو
مرا اما کسی می‌داندم که آخر خط و جهان را دیده باشد
#زیتون_نوشتها

Zeytoon fruit
۱۵ اسفند ۹۶ ، ۰۷:۲۰ ۳ نظر

خب احتمالا تا الان شنیده باشید که آقای رئیس جمهور فرمودند که اونایی که از دولت انتقاد می کنن عقلشون کمه

- ایشون چند وقت پیشا گفتن که تو حکومت امام زمان هم میشه نقد کرد و حتی مثال آوردن که تو دوران پیامبر صحابه ایشون رو نقد می کردند چجوریاست که نقد به امام معصوم جایز هس ولی منتقدان دولت کم عقل هستن MR President خودشون و ما رو چی فرض کرده؟؟

- می خوام فقط یه لحظه تصور کنید که اگه دولت دسته انقلابیها (انقلابی نما نه انقلابی واقعی) بود و یکی از طرفداران این دولت تو وبلاگ شخصی خودش تو پینوشت یه مطلبی می گفت اینا #کم_عقل هستن تیتر روزنامه ها و سایت های اینا چی بود{دیکتاتوری حتی در فضای مجازی/هر که از ما نیست بمیرد/آزادی زیر گیوتین و...}


- یه جوریایی حرف دکتر(ببخشی یادم رفت مدرک ایشون در حاله ای از ابهام هست!) روحانی درس هست مگه مردم عقلشون کم باشه که به همچین آدمی دوباره رای بدن که رئیس و مدافع جان و خاک و مال و هویت و عزت مملکت باشه وگرنه در حالت عادی قطعا کس دیگه ای می اومد سر کار...


Zeytoon fruit
۱۴ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۳۴ ۵ نظر


واقعیت‌ش من خواهر ندارم🙁 ولی با توجه به دور و اطراف و دوستام واقعا فک می‌کنم خیلی حس جالبی باشه و فک می‌کنم یکی از بزرگترین حسرت های زندگی که همیشه خواهم داشت تجربه نکردن این حس باشه

فردا(۱۵ اسفند) تولد یکی از بیان‌ی ها هست‌ش که با چن تا از پیام هاشون یه حس غریب خوشنود کننده داشتم که فک کنم حس داشتن خواهر نداشته‌م باشه

آلاء خانم تولدتون مبارک ایشالله که تو همه‌ی مراحل زندگی خوش‌بخت و موفق باشید

Zeytoon fruit
۱۴ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۱۶ ۳ نظر
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
Zeytoon fruit
۱۳ اسفند ۹۶ ، ۱۹:۴۹

# بـسـیـجِ مـسـجـد نـوشـت :
تو آدم نیستی، این را خدا در گوش من گفته
ببین بیرون زده از زیر چادر بالِ پروازت


#
بـسـیـج خواهران ِدانـشـگـاه نـوشـت :
مـثـل ایـن بـچـه بـسـیـجـی هـای دانـشـگـاهـمـان ...
مـی نـشـیـنـی پـیـشـم امـا ، ای دریـغ از یـک نـگـاه ...

#
بـسـیـجـیِ خـجـالـتـی نـوشـت :
بـسـیـجـی هـسـتـم و بـایـد خـطـابـت مـن کـنـم ، خـــواهـر !
تـو را دیـدن بـه چـشـم خـــواهـری ، سـخـت اسـت ، مـیـفـهـمـی ؟!

#
بـسـیـجِ خـواهـران نـوشـت :
تـو را بـا چـــادر مـشـکـی و سـنـگـیـن دوسـتـت دارم
بـگـو مـثـل بـسـیـجـی هـا عـروسـم مـی شـوی خـواهـر ؟

#
بـسـیـجِ حـزب اللهـی نـوشـت :
وقتی کنار چادری ها می خرامی
دل شوره میگیرم که بانویم کدام است؟

با خواهری یک بار هم صحبت شدم من
با آن برادر راه رفتن انتقام است؟

من بچه حزب اللهی ام باشد ولی خب
عاشق شدن طبق کدام آیه حرام است؟

#
بـسـیـجـیِ مـؤمـن دانـشـکـده  نـوشـت:
مـیـرسـی ؛ درس و کـتـاب آیـنـه ی دق بـشـود ...
پـسـر مـؤمـن دانـشـکـده عــاشـق بـشـود ...

#
بـسـیـجـیِ تـوبـه کـار نـوشـت :
داشـتـم خـوش حـالـتـی امـشـب مـیـان کـفـر و دیـن
دیـده مـشـغـولِ بُـت و دل گـرمِ اسـتـغـفـار بـود

#
بــــرادر بـسـیـجـی  نـوشـت :
هـی بـــــرادر گـفـتـنـت دارد عـذابـم مـی دهـد
مـن تـــو را خـواهـم بـه قـصـد هـمـسـری ، لـطـفاً بـفـهـم !

#
پسر انقلابی دانشگاه نوشت:

عامل انقلاب تو قلبم
جرمت و اعتراف کن دختر
چشم های مسلحی داری
اسلحه ت رو غلاف کن دختر

 

# دختر انقلابی دانشگاه نوشت:

من که بیچاره شدم کاش ولی هیچ دلی

گیر لحن بم مردانه ی مردی نشود

 

 

پ.ن۱: شما لطفا فکر کنید #بی_مخاطبانه هست!

پ.ن۲:تصویر فیلم دلشکسته هست که قبلا گفتم ببیینیدش خیلی باحاله

پ.ن۳: اگه فک می‌کنید نظرتون یه خورده حالت شخصی داره لطفا خصوصی پیام بدید

Zeytoon fruit
۱۳ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۳۴ ۷ نظر

باورتون میشه من امروز ۲۸ تا ایمیل داشتم ولی اونی که باید جواب ایمیل‌م رو بده هنوز چیزی نفرستاده!

قبول‌ه من تلگرام ندارم و احتمالا هم با همین روند نخواهم داشت ولی خب دلیل نمیشه ایمیل‌هاتون رو چک نکنید اونم ایمیل دانشگاهی!

پ.ن۱:روز تولدم گفتم که می‌خوام یه مقاله بنویسم به عنوان جنجالی ترین مقاله ای که داشتم نقد های دوستان اومد خیلی منطقی و اصلا هم بهشون بر نخورد ولی نمی‌دونم اونی که من واقعا منتظر نقدش و واکنش‌ش و احتمالا ترکش بازخورد‌ش تو سر و صورت و ایمیل‌م هستم چرا هیچی نمیگه 🙁یا داره خودش رو آماده می‌کنه یه جواب دندون شکن بده یا با احتمال قوی هنوز ندیده(باشد که ببیند...)

پ.ن۲:به عنوان تنها راه ارتباط الکترونیکی دانشجوهام با من ایمیل زیاد داشتن واسم عادی هست ولی ۲۸ تا تو یه روز واقعا نداشتم

Zeytoon fruit
۱۲ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۱۱ ۶ نظر

امروز اولین جلسه کلاس این ترم‌م شروع شد خیلی فان و باحال بود و فک کنم این ترم هم مثله ترم های قبل قراره یه رکورد جدید ثبت بشه ۱۰ نفر از اون یکی کلاس با نامه اومدن سر کلاس من! با این احتساب کلاس درس من ۵۷ نفر شد!

یه چیز بد فقط اینکه تعداد دانشجوهای چادری سر کلاسم فقط ۱ نفر هست که واقعا آزارم میده🙁

باشد که رستگار شویم...

Zeytoon fruit
۱۲ اسفند ۹۶ ، ۱۶:۲۲ ۵ نظر

Zeytoon fruit
۱۲ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۵۱ ۵ نظر

به بعضی ها هم باید گفت سیگار بوی شیر دهنت رو از بین نمی‌بره

یه خورده تلاش کن مرد باش

Zeytoon fruit
۱۲ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۳۴ ۷ نظر

منم آن صید خزیده به شکاف سنگی

که نفس در نفسم با سگ صیاد هنوز

"شهریار"

***************

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

**************

پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
 من از آن روز که دربند توام آزادم

***********

امتحان عشق خوب اما اسیری مشکل است

در قفس تنهـا بمانی و نمیـری مشکل است
*************

چون صید به دام تو به هرلحظه شکارم / ای طرفه نگارم

از دوری صیاد دگر تاب نیارم / رفته ست قرارم

چون آهوی گم گشته به هر سوی دوانم / رهایی نتوانم

تا دام در آغوش نگیرم نگرانم / آه از دل زارم

و...

مهدی عابدینی

پ.ن۱:یعنی داغون تر از این حالتا ندیدم تا حالا

پ.ن۲: شعر سوم رو با صدای استاد علیرضا افتخاری(با همه‌ی نقد های سیاسی که به ایشون هست) گوش کنید واقعا زیبا است

Zeytoon fruit
۱۱ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۱۷ ۲ نظر