شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

اینجا زیتون می نویسه از همه جا از همه چی

پربیننده ترین مطالب

۱۷ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

یه مشتی پیدا بشه منو فردا صب بیدار کنه فردا یه عالم کار دارم دلبر وطنی/لبنانی،کدوم گوری هستی پَ؟اینا کارای توعه ها!


پ.ن1:الان بیدارما(یعنی کلا بعد سحر و اذون نخوابیدم)ولی این دلیل نمیشه بازم تو پیدات نشه!(دلبر وطنی/لبنانی من)

Zeytoon fruit
۱۲ خرداد ۹۷ ، ۰۵:۱۷

دیروز (چهارشنبه) رفته بودم دفتر یکی از خبرگزاری ها، می خواستم در کنار تدریس دانشگام و کارای شرکت و درس های خودم و یه خورده از کارای دیگه‌م ، یه خورده رسمی تر تو بحث خبر زدن و از این جور کارا زیر پرچم یکی از خبرگزاری ها،خبرنگار بشم(وی قبلا پیشا سابقه ی فعالیتهای اینجوری زیر پرچم خبرگزاری ها رو داشته‌است ،همچنین دوست خبرنگار هم دارد)

بعد یه خورده حرف زدن و اینکه طرف از من خوشش اومد ،حرفا که جلو رفت اومد از رسالت ها و اقدامات و پوشش هایی که می خوان بدن بگه،می گفت:

-ما خبر سیاسی نمی زنیم(حداقل حدود 5 سالی قرار نیست از طرف دفتر ما به بخش مرکزی خبر سیاسی ارسال بشه)

-پوشش تحلیلی یا مناسبتی یا دل نوشته طوری هم نداریم(حاشیه نگاری با در نظر گرفتن یه سری شرایط قبوله ولی اینا نه)

-پوشش خبری فعالیت های تشکل های دانشجویی و مراسماشون جزء رسالت های ما نیست(فعلا البته یا اگرم بخوایم بذاریم باید موضع گیرانه نباشه)

-خبرهای مربوط به اعتراض به وضعیت سلف و خوابگاه ها هم نداریم یا حداقل به عنوان خبر مستقل نداریم

-نقد مسئولین یا عملکرد مسئولین دانشگاه باید تلطیف شده باشه ترجیحا نباشه

-پوشش علمی فعالیت ها رو انجام میدیم ولی تو گزارش دادن موضع های ناامید کننده یا نقد عدم حمایت ها رو نباید بیارید

- در کنار این ها عضویت یا طرفداری از تشکل های فعلی دانشگاه یا موضع گیری نسبت به جریان های حاضر در مملکت هم قابل قبول نیست

عامو ساقیت کیه؟؟؟دمش گرم جنسش واقعا اصله،یعنی چی خبر سیاسی نزن،خبر اجتماعی-اعتراضی نباشه،پوشش فعالیت های تشکل ها رو نداریم،اعتراض به عملکرد مسئولین علمی و مسئولین اجرایی دانشگاه نباشه😡🤬😡😠😠😠😠

اینا یکی رو می خوان مثله دوران دربار و از این جور چیزا که بیاد مدح شون کنه یا نه یه آدم می خوان سیب_زمینی باشه هیج واکنشی هم نسبت به دور و اطزاف خودش نشون نده

پ.ن0:در مورد خبرگزاری اسمش رو نپرسید که نمیگم ،اینجایی که من رفتم نمایندگی دفتر اون خبرگزاری بود و خود ساختمون خبرگزاری نبود و این مطالب رو از طرف دفتر خودشون گفتن وگرنه خود خبرگزاری هم تحلیلی هم بخش سیاسی هم پوشش تشکل ها رو داره ،بخوام کلی درباره ی خبرگزاری بگم،این مجموعه حدود 5سالی هست که بین نظرسنجی ها و ارزیابی ها یا اول هستن یا دوم

پ.ن1:#نه_به_سیب_زمینی_فرض_کردن_دانشجو _و_خبرنگار

پ.ن2:#نه_به_خبرنگار_بی_رگ

پ.ن3:#نه_به_نادیده_گرفتن_رسالت_خبرنگاری

پ.ن4:#نه_به_فرستادن_کودکان_پسر_به_کار_در_معدن!

پ.ن5:#نه_به_فرستادن_اجباری_کودکان_به_کارکردن!

(فقط این دوتا هشتگ و پ.ن بالا😆😁😀)

پ.ن6:این چند نفری هم که دارن وبلاگ رو خاموش دنبال میکنن بیان بگن کی هستن یا نه شده حتی ناشناس پیام بذارن بگن از رفقا و دوستان دانشگاه من هستن یا از آشناها و فامیل یا ... خودم بشینم تک تک آی پی ها رو چک کنم ،پیدا کنم از رفیقای دانشگاه هستید اون رفتاری که شایسته ی من و شما نیست رو ،رو سرتون میارم،

به قول پست بهنام جان باید بگم:

I'm patient but you better not test it

Zeytoon fruit
۱۰ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۲۲ ۱۰ نظر

شد نام نکویش حسن ونیک بگویم

 این نام ز درگاه خدای قَدَر آمد


 ای شیعه مبارک به تو این روز خدایی

 از بحر ولایت به تو این تاج سر آمد

 #امام_حسنی_ام 

Zeytoon fruit
۰۹ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۰۸

اسکار سنگین ترین تیکه هم می رسه به مامان جان من که وقتی داشتم درباره‌ی اوضاع بدِنمرات دانشجو ها و اینکه سر جلسه خودم بهشون رسوندم ولی باز هم کم شدن گفتند:"داشتن تو رو نگا می‌کردن و وقتی ازت سوال می‌پرسیدن و میرفتی پیش‌شون جواب‌شون رو می‌دادی محو تو میشدن و کلا درس و امتحان یادشون می رف؛کمتر یوزارسیف بازی در بیار ملت اینجوری نشن🙈"

🙌من در حال رفتن به افق همین الان یهویی!

خداییش تیکه ی سنگینی بود...

(خواستم کلا نظرات رو ببندم ولی خصوصی گذاشتم؛رعایت لطفا!)

Zeytoon fruit
۰۸ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۶ ۱ نظر
حدود ۹ جلسه تشکیل دادم (از ۱۴ هفته‌ی مفید دانشگاه)؛ دختره کلا ۲ جلسه اومده بعد میگه کل نمره‌ی حضور رو بهم بده(من تو مرامم نیس به حضور سر کلاس نمره‌بدم میگم اگه کلاس مفید باشه طرف خودش میاد نیازی به این ابزارا واسه کشوندن دانشجو نیست ولی چیکار کنم که استاد گف حتما نمره باید بدی)
Zeytoon fruit
۰۸ خرداد ۹۷ ، ۱۲:۴۲ ۳ نظر

من که رهبر رو واسه دیدن نمی‌خوام، واسه اطاعت کردن می‌خوام؛ اینبار هم مهم نیست

(یه گوشه می‌نشیند و به دیوار خیره می شود و آرزوی #دیدار_دانشجویی با رهبری  و #افطار_دانشجوی_با_رهبری را به گور می‌برد😢😕😔)

Zeytoon fruit
۰۷ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۵۹ ۴ نظر

این قلب ترک خورده ی من بند به مو بود 

من عاشق او بودم و او عاشق "او" بود ….

(سید تقی سیدی)

نمی دونم چقد به سریال دیدن علاقه دارید، من خودم نه وقت آنچنانی واسه دیدنش دارم نه حال آن چنانی واسه پیگیر بودن یه فیلم،شده بشینم که کتاب چند جلدی چند صد صفحه ای رو جز به جز با تحلیل بخونم ولی حال سریال دیدن ندارم، مینویسم،طولانی هم می نویسم تحلیلی می نویسم،علمی می نویسم ولی سریال نه، مگه اینکه مجبوری یا تو یه تایم خاصی مقارن با زمان غذا خوردن یا دور هم جمع شدن خونواده یا تو یه مهمونی اجباری باشه وگرنه اینکه خودم پیگیر باشم نه

سریال ماه رمضون به خاطر مقارن بودن با تایم اذان و افطار و غذا خوردن بعد افطار از اون جور سریال هاس که مجبور می شم ببینم

امشب تو سریال بچه مهندس شبکه 2 یه اتفاق هایی افتاد که قصد ندارم همش رو شرح بدم فقط یه تیکه ش واسه من سنگین بود

دختر خانمی که تو اون مجموعه کار می کرد"زینب خانم" عاشق "آقا محمد" قصه بود ،یه دختر خوب و معقول و یه پسر مذهبی و خوب و مثبت

اتفاقی که امشب تو فیلم افتاد این بود که "محمد" قصه رفت به "رویا خانم" که با صحبت های انجام شده بین این دو تا این جوری منتقل می شد که خیلی هم دختر معقول و مناسبی نیست و ترکیب این دو نفر هیچ جوره نمی تونه ترکیب مکملی باشه،پیشنهاد ازدواج داد

"زینب" عاشق محمد بود و هیچ وقت بهش نگفت، "محمد" عاشق "رویا" شد که هیچ تناسبی با هاش نداش،"رویا" 

عاشق یه سری ویژگی هایی هس که نه در اون لحظه و نه در لحظه های آینده ی نزدیک قرار نیست "محمد" به اون شاخصه  ها برسه

اگه "زینب" به "محمد" این رو غیر مستقیم می گفت که ازش خوشش میاد شاید حالش انقد خراب نمی شد

چند روز پیش وفات حضرت خدیجه (س) بود"اولین بانوی ایمان آورنده به پیامبر" داستان ازدواج و ویژگی های حضرت خدیجه خودش تو این پست جاش نیست ولی ای کاش یه خورده به این قضیه فکر کنیم چرا یه سری چیزا رو الکی تابو می کنیم در صورتی که خلاف این مسئله ها تو دین مون وجود داره

تو قرآن داریم "الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ" تعریف دقیق فتنه یعنی "اختلال همراه با اضطراب"


* این یعنی اگه شما یه چی رو دوس داری و نمی ری سراغش کاری که با خودت کردی بدتر از قتل نفس هست

* این یعنی وقتی یه سری چارچوب های مانع عقلی جلوی راهت نیست و رسیدن به هدف رو دوست داری و نمیری سمتش یعنی کاری بدتر از قتل نفس کردی

*این یعنی وقتی یه نفر رو دوست داری و دلایل عقلی واسه رد کردنش وجود نداره و نمیری سمت طرف(اعم از دختر و پسر البته با حفظ ارزش و احترام خود شخص) یعنی کاری بدتر از قتل نفس کردی

*اینکه بابایی بدون دلیل درست و منطقی جلوی ازدواج دخترش رو میگیره،و نمیذاره دختری که عاشقانه و عاقلانه یه پسری رو که دوس داره بهش برسه داره بلایی بدتر از قتل نفس در حق اون دختر انجام میده،  داشتم با یکی از صاحب نظران حوزه ی حدیث حرف میزدم می گفت اینکار یه جورایی بدتر از دوران جاهلیت و زنده به گور کردن دخترا هست چون طبق نص قرآن اومده فتنه از قتل بدتره،یعنی تو دوران جاهلیت مدرن الان زنده به گور کردن دخترا و پسرا و حتی فراتر از اون رواج داره...

این نوشته درد داشت ببخشید

#زیتون


Zeytoon fruit
۰۶ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۴۸ ۱ نظر

ای باد سبک سار،

مرا بگذر و بگذار

هشدار که آرامش ما را نخراشی...

علیرضا بدیع

پ.ن۱:از نیل تا فرات و فراتر از آنِ‌جبهه ی مقاومت اسلامی😊

پ.ن۲:عکس گوشه پایین سمت راست(سریا الاشتر) جبهه ی نظامی مقاومت اسلامی بحرین هست که چند روز پیش اعلام موجودیت کرد تازه ترین مولود جبهه ی مقاومت

Zeytoon fruit
۰۶ خرداد ۹۷ ، ۲۱:۲۰ ۰ نظر

زیبای من

از ...بیروت... برایت می نویسم

باران چون معشوقه یی قدیمی

از سفری دور باز آمده است

از قهوه خانه ی کنار دریا برای تو می نویسم

پاییز دِل گیر،

روزنامه ها را خیس کرده است

و تو هر دم

از فنجان قهوه وٌ

سطرهای خبر روزنامه بیرون می آیی

...

 

مغرورٌ و زیبا وٌ سمتگر...

چون تمامِ زنان!

..بیروت.. بی قرار دیدنِ توست! عزیزکم!

اِی نزدیکِ دورادور!

اِی حضور مشتعل شعر!

باران در عطش اندامِ توست

و دریا آماده است تا در چشمانت بریزد!

 

...بیروت.. در این روزها به افسانه می ماند ! عشق من!

برگ های مطلّایش بر زمین، طلا وٌ مس آند

و خیابانِ سٌرخ

پیراهنی از نی رنگارنگ به تن کرده!

چه قدر به تو محتاجم!

هنگامی که فصل گریه می رسد،

چه قدرها که باید پی دستانت بگردم

در خیابان های سلوغً خیس...

 

گل یاس دفتر من!

دردِ دل انگیزٌ

عشق عظیمم!

 

از رستورانی برایت می نویسم

که در مجله ی سفیدماسه

پیدایش کردیم!

میزها با من قهرند

و صندلی ها از من می گریزند!

خاطراتم برباد رفته وٌ

به فراموشی دٌچار شٌده آم!

صندلی مجاور

-که روزی بر آن نسشته بودی-

مرا کنار می زندٌ

از صندلی آم

نشانی تو را می خواهد...

 

در گریه می نویسم!

(عاشقی چون من باید سلامِ اول را بگوید؟)

پی انگشتانم می گردم!

پی شعله ی کبریتی

و کلمه یی

که در هیچ دفتر عاشقانه یی نباشد!

گٌر می گیرم...

نامه نوشتن برای آن که دوستش داریٍ،

چه دشوار است!

 

نزار قبانی


پ.ن:"هجده سال پیش در چنین روزی (25 می)، به دنبال مقاومت مردم جنوب لبنان و مقاومت اسلامی این کشور، نظامیان رژیم صهیونیستی مجبور شدند که جنوب لبنان را تخلیه کنند."

Zeytoon fruit
۰۵ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۰۸ ۱ نظر

وسط درس دادن با زبون روزه همراه با یه سرما خوردگی ریز یهو لرز نکردین و صداتون نگرفته که عشق و عاشقی و گشنگی و تشنگی و حتی اسمتون با هم یادتون بره

Zeytoon fruit
۰۵ خرداد ۹۷ ، ۱۲:۵۹ ۴ نظر

هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی

        الا بر آن که دارد با دلبری وصالی...

پ.ن:دوستان یه خورده یواش تر لطفا، باشه ،اکی باهم دوست هستید یا اصن باهم نامزدید یا هرچی ... یه خورده یواش تر!! بقیه‌ای که یکی رو ندارن باهاش قدم بزنن با زبون روزه دلشون آب میشه،نمیگم نرید بیرون یا هرچی .. ولی یه جورهم نباشه ماهایی که سرمون تو کار خودمونه هم دلمون آب بشه بقیه که هیچی

پ.ن2:نیمه ی گمشده جان تو هم به جای اینکه بشینی تو اینترنت بگردی(البته اصن نمیدونم کی هستی!)بشین یه خورده دعا کن برای بار چندم دارم میگما!

Zeytoon fruit
۰۴ خرداد ۹۷ ، ۲۳:۳۲ ۹ نظر
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۴ خرداد ۹۷ ، ۲۳:۱۲

یکی تو توئیتر نوشته بود:

"خدایی که خرمشهر رو آزاد کرد چرا فلسطین رو آزاد نمی کنه؟"

در جواب حرفای زیادی میشه زد همون طور که تو منشن ها و کوت ها بهش زدن ،از همه قشری هم جواب میدادن از حرفای جدی از حرفای طنز تا حرفایی که رنگ و بوی ضد دینی و آتئیستی میداد خودم فعلا جواب نمیدم! می خوام ببینم جواب شما چیه(یا اینجا جواب بدید یا اگه نه تو وبلاگ خودتون بنویسید و لینک ش رو اینجا بذارید)

(نظرات باز هست و همه ی نظرات بدون تایید نمایش داده میشن(آزادی کامل و بی قید و بند چیزی که خودم قبولش ندارم!) )

Zeytoon fruit
۰۴ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۰۵ ۴ نظر

خُنُک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش

بنماند هیچش الا، هوس قمار دیگر

 #حضرت_مولانا

پ.ن:خُنُک = آفرین،خوش باد

پ.ن2:اگه سیاسی ش کنیم میشه :برجام 2 و 3 و 4 و ...

پ.ن3:ولی بیایید سیاسی ش نکنیم که باید بگم: دمت گرم داداش

Zeytoon fruit
۰۴ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۱۲ ۱ نظر

دوران بزن در رو تمام شده

حالیته یا حالی‌ت کنم؟؟؟👊

#تام_و_جری

پ.ن: یعنی حضرت آقا باید بیاد کارتون مثال بزنه که بعضی از مسئولین داخل مملکت و داخل جلسه بفهمن؟؟؟؟!!!

همین دیگه در سطح یه کودک ۳ ساله هم نمی‌فهمن بعضیا

پ.ن۲:اینکه حضرت آقا از کارتون والت دیزنی آمریکایی مثال زدن تو رسانه شناسی بهش میگن تبلیغ معکوس بیشتر خواستید توضیح میدم

پ.ن۳: انقد بعضیا در مقابل فهمیدن مقامت نشون دادن که آقا مجبور شد سطح بحث رو در حد تام و جری بیاره پایین؛باشد که پندگیران پند بگیرند

پ.ن۴: 

+ولی نظر من به جری نزدیک تره

(از مکالمات آینده‌ی بعضی از تحلیلگران مسائل سیاسی!)

Zeytoon fruit
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۵۴ ۱ نظر