شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

عاشقانه های بسیجی حزب‌اللهی

# بـسـیـجِ مـسـجـد نـوشـت :
تو آدم نیستی، این را خدا در گوش من گفته
ببین بیرون زده از زیر چادر بالِ پروازت



#بـسـیـج خواهران ِدانـشـگـاه نـوشـت :
مـثـل ایـن بـچـه بـسـیـجـی هـای دانـشـگـاهـمـان ...
مـی نـشـیـنـی پـیـشـم امـا ، ای دریـغ از یـک نـگـاه ...


#بـسـیـجـیِ خـجـالـتـی نـوشـت :
بـسـیـجـی هـسـتـم و بـایـد خـطـابـت مـن کـنـم ، خـــواهـر !
تـو را دیـدن بـه چـشـم خـــواهـری ، سـخـت اسـت ، مـیـفـهـمـی ؟!


#بـسـیـجِ خـواهـران نـوشـت :
تـو را بـا چـــادر مـشـکـی و سـنـگـیـن دوسـتـت دارم
بـگـو مـثـل بـسـیـجـی هـا عـروسـم مـی شـوی خـواهـر ؟


#بـسـیـجِ حـزب اللهـی نـوشـت :
وقتی کنار چادری ها می خرامی
دل شوره میگیرم که بانویم کدام است؟


با خواهری یک بار هم صحبت شدم من
با آن برادر راه رفتن انتقام است؟

من بچه حزب اللهی ام باشد ولی خب
عاشق شدن طبق کدام آیه حرام است؟


#بـسـیـجـیِ مـؤمـن دانـشـکـده  نـوشـت:
مـیـرسـی ؛ درس و کـتـاب آیـنـه ی دق بـشـود ...
پـسـر مـؤمـن دانـشـکـده عــاشـق بـشـود ...


#بـسـیـجـیِ تـوبـه کـار نـوشـت :
داشـتـم خـوش حـالـتـی امـشـب مـیـان کـفـر و دیـن
دیـده مـشـغـولِ بُـت و دل گـرمِ اسـتـغـفـار بـود

#بــــرادر بـسـیـجـی  نـوشـت :
هـی بـــــرادر گـفـتـنـت دارد عـذابـم مـی دهـد
مـن تـــو را خـواهـم بـه قـصـد هـمـسـری ، لـطـفاً بـفـهـم !

# پسر انقلابی دانشگاه نوشت:

عامل انقلاب تو قلبم
جرمت و اعتراف کن دختر
چشم های مسلحی داری
اسلحه ت رو غلاف کن دختر


# دختر انقلابی دانشگاه نوشت:

من که بیچاره شدم کاش ولی هیچ دلی

گیر لحن بم مردانه ی مردی نشود



پ.ن۱: شما لطفا فکر کنید #بی_مخاطبانه هست!

پ.ن۲:تصویر فیلم دلشکسته هست که قبلا گفتم ببیینیدش خیلی باحاله

پ.ن۳: اگه فک می‌کنید نظرتون یه خورده حالت شخصی داره لطفا خصوصی پیام بدید

۶ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

بچــه ی هیئـــتم و من حســــاس😐

اولِ روضــه میـــــرسد از راه
قدبلــند است و پرده ها کوتـــاه


آه از آنشـب که چشــمِ من افتاد
پشـتِ پرده به تکه ای از مـــاه


بچــه ی هیئـــتم و من حســــاس
به دو چشـمِ تو و به رنگِ سیاه


مویت از زیرِ روسری پیداست
دختــــــــره ... ، لااله الا الله!


به "ولا الضالین" دلم خوش بود
با دو نخ موی تو شدم گمــــراه


چشمهایم زبـان نمیفهمــــــــــند
دیـن ندارد کـه مردِ خاطرخواه


چــای دارم مــــی آورم آنـــور
خـــواهرانِِ عـزیز ! یــــــا الله


سینیِ چــــای داشـت میلـــرزید
میرسیدم کنـــارِ تــو ... ناگــــاه


پا شــــدی و شبیهِ مـــن پا شــد
از لــــبِ داغِ استکــان هــــم آه


وای وقتـــی کـه شــد زلیخایــم
بـــا یکی از بــرادران همـــراه


یــوسفی در خیــالِ خــود بودم
ناگهان سرنگون شدم در چـــاه


"زاغکی قالبِ پنیــــری دیــــد"
و چه راحـت گرفت ازو روباه


آی دنیـــــــــا! همیشه خُرمایَت
بر نخیل است و دستِ ما کوتاه


قاسم صرافان
پ.ن1:لازمه تاکید کنم #بی_مخاطبانه هست؟؟؟

پ.ن2:فقط اونجاش که میگه به دو نخ موی تو شدم گمراه!(خواهرم حجابت!برادرم نگاهت!)

پ.ن3:تصویر از مجله هنری توکان گرفته شده که آدرس اینستای این گروه باحال تو زیر اومده
https://www.instagram.com/toucanarts/

۱ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

اساس علم ریاضی به باد خواهد رفت...


مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود!
مرا بخواه که هر قطعه ام غــــزل بشود!

مرا بخوان که پس از این همه "الهه ناز"
دوباره ورد زبانــــــــم "اتل متل" بشود!


سیــــاه چشــم! فنـــا کن سپیـــد را مگذار
که محتــــوای غـــــزل نیز مبتــــذل بشود

هـزار وعده بـه من داده ای بگــو چـــه کنم؟
که دست کم یکی از وعده ها عمل بشود!؟

قسم به عشق! به فتوای دل گناهی نیست
اگـر بـــه دست تــــو نامحرمــی بغـل بشود

بیـــــا و مسئله هــــا را ز راه دل حــــل کن
که در تمام جهــــان این سخــن مثـل بشود

اســاس علـــم ریاضـــی به باد خواهد رفت
اگر که مسئله هـــــا عاشقانــه حـــــل بشود

غلام‌رضا طریقی

پ.ن۱:شعرش جالب بود هر چند که بعضی جا ها زده بود تو خاکی و یه جورایی باهاش مخالف‌م ولی جالب بود

پ.ن۲:نمی دونم اگه یکی از دانشجوهام تو بخش محاسبات ریاضی این رو پای برگه‌ش بنویسه باید نمره‌ش رو بدم یا نه🤔

پ.ن۳:لازمه تکرار کنم بی مخاطبانه هست؟؟؟؟

۱ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

من بهش میگم جنگ

نمیدونم اسمش رو چی میذارن اما من بهش میگم جنگ

اینکه یه نفر تو ذهن ت باشه که نبودن هاش تو رو آشوب کنه و کلا به اون فکر کنی اما وقتی میبینی هست نتونی نگاش کنی!

نتونی نگاش کنی به خاطر دین‌ت،نتونی نگاش کنی به خاطر حیاش

پرهیز دیدن کسی که شوق بودنش و شوقق دیدنش ،آشوبت کرده یعنی بدجور دلت رو باخته ای

مگه چیش از جنگ کمتره گاستون بوتول میگه

جنگ عنصر جمعی دارد. یعنی مثلا دلت و عقلت باهم دست به یکی کنن که اینجوری داغون بشی

جنگ عنصر ذهنی دارد. یعنی یه چیز خود به خودی و احتمالی نیست فقط اون رو که میبینی اینجوری میشه و اصلا کاری با بقیه نداری

جنگ عنصر سیاسی ، یعنی سازمان سیاسی دارد. یعنی کل حواس (5+1)گانه‌ت وقتی میبینیش تغییر میکنه اصن بدون  اینکه ببینیش می فهمی که تو جمع هست

جنگ عنصر مسلحانه و خونین دارد.فکر کنم همین که دلت خون میشه واسه دیدنش برای این موضوع کافی باشه

جنگ جنگ است پیروزی هم داشته باشد قبلش حتما خرابی دارد...

۳ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

بخت این نکند با من

آن دوست که من دارم وآن یار که من دانم
شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم

بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را
بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم
#بی_مخاطبانه #مخاطب خاص
۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

با من ساده همین بس که مدارا بکند

گریه هم بر غم این فاصله مرهم نشود
مثل یک قهوه که از تلخی آن کم نشود

روز و شب پیش همه روی لبم لبخند است
تا حواس احدی جمع به بغضم نشود

آرزو میکنم ای کاش دلش چون مویش
پیش چشم کسی آشفته و درهم نشود

من که بیچاره شدم کاش ولی هیچ دلی
گیر لحن بم مردانه ی محکم نشود

شده حتی به دعا دست برآرم که :”خدا!
برود مشهد و برگردد و آدم نشود”

خون دل خوردم و حرفی نزدم تا شاید
مهربان تر بشود ، تازه اگر هم نشود-

با من ساده همین بس که مدارا بکند
عاشقم هم که نشد، خب به جهنم (!) نشود…

نفیسه سادات موسوی

#بی مخاطبانه
۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

امیرکبیرتر

پلی تکنیک برفی

رگم برای تو...خون مرا در شیشه کن

که از تمام امیران کبیرتر شده ام ...

#امید_صباغ_نو

#بی مخاطبانه
نماد امیرکبیر در دانشگاه پلی تکنیک(امیرکبیر)هست

تهران برفی

۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

چشم زیتونی👀

. . تو مثل قوم #صهیونے که با آن چشم زیتونے

به اشغالت درآوردے دلِ من،این #فلسطینـ را 

#کاظم بهمنی

 #بی‌مخاطبانه

همین اول کاری بگم بی مخاطبانه هام بی مخاطبانه هستند!شما هم باور کنید لطفا🙏

۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف
اینجا زیتون می نویسه از همه جا از همه چی
قدرت گرفته از بلاگ بيان