شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

اینجا زیتون می نویسه از همه جا از همه چی

پربیننده ترین مطالب

۳۱ مطلب با موضوع «طنز نوشت» ثبت شده است

امروز رفته بودم جایی یه سری فرم بود باید پر می‌کردم اون بنده خدایی که این فرم های باید تحویل می‌داد خانم بود (یه چند سالی از من بزرگتر می‌زد ولی در کل زیر ۳۰ بود) بعد اینکه فرم رو داد من نشستم پر کنم اینم مامان‌ش زنگ زده بود بهش داشت حرف می‌زد
پشت سر هم به مامان می‌گفت نه بخدا چیزی نیست
مامان والا من مریم مقدس نشدم!
اینجا من مراجعه کننده‌ی حضوری دارم نمی‌تونم بگم ولی باور کن اونی که تو می‌گی نیست
بعد که تلفن‌ش رو قطع کرد همکارش پرسید داستان چیه می‌گه چند روزی بود دلم درد می‌کرد حالت تهوع هم داشتم رفتم دکتر سونوگرافی نوشت امروز رفتم آزمایش دادم جواب رو دادن یه سری بیماری معمولی بود و این علائم ربطی به سونوگرافی نداشت
××××××××
تا اونجا که من می‌دونم قبلا اگه یه دختر مجرد می‌رفت آزمایش سونوگرافی می‌داد مامان ها نگران می‌شدن می‌پرسیدن سرطان روده داری سنگ کلیه داری و ... الان ولی می‌پرسه دختر مجرد من حامله شدی یا نه؟؟؟

پ.ن۱: اگه میشه محرمی دعا کنید واسه یه بنده خدایی که شدیدا من بهشون احترام خاصی قائلم ؛ دعا کنید اگه بیماری هست هر چی زودتر خوب بشن
Zeytoon fruit
۲۱ شهریور ۹۷ ، ۱۴:۲۶

نوشته بود:

"پسر مومن دانشکده عاشق شده است..."

ما هم طنزمون گرفت زیرش منشن دادیم:

عاشق لیلی بی دین کلاس بغلی...!

(اصل شعرش اینه:

می رسی درس و کتاب آیینه ی دق بشود

پسر مومن دانشکده عاشق بشود...)

(پسر مومن دانشکده عاشق شده است

عاشق لیلی بی دین کلاس بغلی!)

پ.ن1: عایا من عاشقانه های بسیجی حزب اللهی 2 رو بذارم یا اینکه دوس دارید خورد خورد شعر هاش رو بذارم؟

(عاشقانه های بسیجی حزب اللهی 1 جزء یکی از پر بازدیدترین مطلب های وبلاگ هست )

پ.ن2: من اگه قرار بود همه رو ببخشم که خدا میشدم!

Zeytoon fruit
۱۳ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۵۹ ۴ نظر
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
Zeytoon fruit
۱۰ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۵۰

یعنی شیش هف قرن دیگه تو کتاب ادبیاتا شعر های یاس و ساسی و ... رو میذارن بعد میگن منظور از یار و پارمیدا همون خدا هس؟؟؟🤔🤔🤔

یا مثلا جیزبند می ذارن اونجا که میگه shake میده واسم هر سه ثانیه رو ترجمه می‌کنن در حالت سلوک عرفانی قرار گرفته؟؟

پ.ن۱:شل کنید بخدا گند زدید به هر چی احساس تو شعر فارسی هس

پ.ن۲:پیشِ من خاطره ای از تو به جا مانده "هنوز"...:) #سعید_شیروانی

Zeytoon fruit
۰۵ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۴۳ ۴ نظر


+چقدر دوستش داری ؟

- اندازه ی صد گرم کوکائین
فک می‌کنی کمه؟!؟این حکمش عدامه

پ.ن:شما هم مشارکت کنید و این رو تکمیل کنید
+ چقدر دوستش داری؟
-....
Zeytoon fruit
۱۵ مرداد ۹۷ ، ۰۱:۲۳ ۷ نظر

 


پ.ن۱: من زیتون یک پسر هستم✋

Zeytoon fruit
۱۴ مرداد ۹۷ ، ۱۹:۱۱ ۷ نظر
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
Zeytoon fruit
۱۲ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۵۴
یه جور دوس داشتن هم هست که بهش پیام میدیم یا ایمیل میزنیم یا زنگ میزنیم دیگه بهم پیام نده یا زنگ نزن بعد خدا خدا می‌کنیم این تلفنی که زنگ می‌خوره یا اون پیام و ایمیلی که میاد خود اون طرف باشه
#زیتون

پ.ن۱:این موقع شب کسی بیداره یا اینکه فقط من هستم که فردا باید برم سرکار ولی هنوز بیدارم؟
تباه‌تون منم عایا؟؟🤔
Zeytoon fruit
۱۰ مرداد ۹۷ ، ۰۲:۴۸ ۵ نظر

می خواستم بنویسم:

من همانم که قرار است دلش را ببری

ناز کم کن تو بگو از همه عالم تو سری


میشود جای بهانه به لبم بوسه زنی؟😘

در گوشم تو بگی آه عجب گل پسری😍

یا مثلا در جواب اینکه میگن چرا انقد میگی نیمه گمشده ت باید بیاد تو رو پیدا نه خیر سرت تو پسری و این حرفا که من در جواب میگم که من شرکت میرم و درس دانشگاه م باید بخونم و از اون ور تدریس یار هم هستم و این حرکتی که داریم با بچه ها راه میندازیم خودش خیلی وقتم رو میگیره و وقت نمی کنم برم دنبالش ; بگم:


من همانم که قرار است دلش را ببری

آه ای عشق که از کوچه ما میگذری


چه کنم جاذبه روی تو لالم کرده

باید انگار خودت ناز خودت را بخری!!


که همین جا میگم تقوا می کنم و این حرفا رو نمی گم😀😁

پ.ن1:می بینید من چقد پسر با تقوایی هستم!
پ.ن2: اوووف عجب گل پسری!

Zeytoon fruit
۰۵ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۳۳

Zeytoon fruit
۰۱ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۱۷ ۱۱ نظر

از حدودا یه هفته پیش تا الان این سومین تابو‌ای هست که دارم می‌شکوندم!✌


😈😈تا حالا فک نمی‌کردم انقد خبیث باشم😈😈

Zeytoon fruit
۳۱ تیر ۹۷ ، ۰۸:۴۹ ۵ نظر

همین اولش از عنوان نه چندان رسمی و نا متعارف عذر خواهی می کنم🙏(اولش با ب شروع شده نه پ)

حالا از این بگذریم بذارید داستان ش رو بگم


دانشگاه ما پردیس بین الملل میگیره بعد از اونجا که از کشورهای دیگه میان تو دانشگاه ما واسه تحصیل(بیشتر عرب زبان هستن مثله اردن و سوریه و لبنان(#لبنان❤💕 ) و .. ولی خب از کشورهای آسیایی هم دانشجو داریم از اروپا هم یه چنتا کشور میان ولی بیشتر همون چنتا کشوری که خاص منظوره اسم بردم دانشجو داریم)

دانشگاه اومده تدبیر کرده واسه اینکه این بچه ها فارسی شون خوب بشه بچه های غیر فارسی زبان رو تو خوابگاه ها میذاره بین چنتا ایرانی که با تعامل با اینا و روزمرگی ها یه خورده فارسی شون روون تر بشه، یکی از این رفقای ما رو فرستاده بودن تو خوابگاه چنتا از بچه ها، اینا موقعی که می خواستن بگن یه چی خیلی خفنه می گفتن حاجی پشمااام، بعد این پسره کنجکاو شد ببینه معنی ش چیه و چرا استفاده می کنن ، اینا بهش گفتن ما ایرانیا موقعی که خیلی تعجب می کنیم واسه بیان شگفتی این اصطلاح رو به کار می بریم، این بنده خدا هم باور می کنه و میشینه تمرین می کنه از اونجا که پ رو قشنگ تلفط نمیکنه میگه بشمااام


تا اینجا رو داشته باشید


این بنده خدا اومده بود داشت درباره ی یه سری چیزا به یکی از مسئولین و اساتید دانشگاه گزارش میداد(اونجوری که بچه ها میگن ظاهرا یه جلسه مانند بود) داشت تعریف می کرد که فلان مبحث رو داریم و فلان چیزا هست و .... بعد اون مسئول اومد گفت این مبحث رو بررسی کردید؟

اینم گفت نه

اون طرف هم اومد گفت ما این چیزها رو داریم با این درصدها و ...، ، بعد که حرفای اون مسئول بنده خدا تموم شد این دوستمون بلند گفت ، عاجی بشمااام!!

هیچی دیگه کل اون جلسه و  اون بنده خدای مسئول زدن زیر خنده

بعدا ها بهش توضیح دادن که این اصطلاح زیاد رسمی نیست و به کارش نبر!

Zeytoon fruit
۲۸ تیر ۹۷ ، ۲۱:۳۷ ۷ نظر

از : واحد ثبت دعا به : ریاست محترم کائنات جناب پروردگار - احتراما خواهشمندیم در دستور خود برای عذاب الهی ساکنان ایران از سیاره زمین واقع در منظومه شمسی ، تجدید نظر بفرمائید ، پیشاپیش از توجه و لطف شما سپاس گذاریم.

Zeytoon fruit
۲۱ تیر ۹۷ ، ۲۰:۵۱ ۳ نظر
قبلا اینجوری بود که دختره همسایه آش نذری میاورد و گل پسر داستان عاشق می‌شد😊 الانا به خاطر تغییر سبک زندگی ها ، چه آپارتمان نشینی و چه کم شدن نذری ها از این جور اتفاقا کم می‌افته و میشه گفت دیگه نمی‌افته!
یه شعر هست میگه:
ظاهرا خانم همسایه حلیم آورده بود
باطنا یک کاسه، شیطان رجیم آورده بود

نذر دارد یا نَظَر، اللهُ اعلم هرچه هست
بارکج را از صراط مستقیم آورده بود!
 البته واسه من از این جور اتفاقایی نمی‌افته میشه گفت :
کاسه ی آش دختر همسایه😋
افطار نمایید ثوابش خفن است .😆😉

در موقع خوردنش ولی یاد کنید😍
یادی ز دل هر آنکه روزش چو من است😩

افسوس که تا شعاع سیصد متری😟😔
هر کس شده همسایه ی ما پیر زن است😝😖😭

++++++
از شوخی بگذریم و داستان اصلی نوشتن این متن رو بگم (و البته به انتخاب شما از بین چنتا مورد پست" لیست") اینجوریا بود که:
یکی از همکارای مامانم تو کوچه‌ی ما هستن ؛ دایی‌م با ماشین‌ش مامانم رو از اونجایی که بودن رسوند خونه دم در که داشتن خداحافظی می‌کردن این همکار اومد پیش مامانم پرسید که پسرتون چندمه؟
مامانم از اونجا که چند روز بعد از کنکور بود و این داستانا فکر کرد این بنده خدا در مورد بچه‌ش و رشته یا رتبه بخواد سوال کنه و از من بخواد کمکش کنم گفت که چندم نیست سال سوم دانشگاهه و یه چند تر می هست که درس میده و اطلاع داره از محیط دانشگاه
اون بنده خدا برگشت گفت که خب پس مطمئن شدم!
مامانم پرسید چی شده؟
گفت که: پسرتون رو میگم ؛ این حتما داماده‌خودمه
مامانم اون جوری که تعریف کرد میگه خودم رو آروم کردم پرسید که مگه دختر داری دخترت چندمه؟
میگه گفته امسال میره نهم؛ میگه که بهش گفتم سلامت و موفق باشی و بعد اینکه رفت با دایی‌م زدن زیر خنده
من بعد از شنیدن جریان😓🙁....
Zeytoon fruit
۲۰ تیر ۹۷ ، ۱۶:۵۵ ۱۱ نظر

Zeytoon fruit
۱۷ تیر ۹۷ ، ۲۰:۵۷ ۶ نظر