شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

چشم ، زیتون سبز در کاسه...

چشم ، زیتون سبز در کاسه،سینه‌ها ، سیب سرخ درسینی

لب میان سفیدی صورت، چون تمشکــی نهاده بر چینــی


سرخ یا سبز؟ سبز یا قرمز؟ ترش یا تلخ؟ تلخ یا شیرین؟

تو خودت جای من اگـــر باشـی ابتدا از کدام می‌چینی؟


با نگاهی، تبسمی، حرفی، در بیاور مرا از این تردید

ای نگاهت محصّل شیطان، اخـم‌هایت معلـّـم دینی


هر لبت یک کبوتر سرخ است، روی سیمی سفید ، با این وصف

خنده یعنـــی صعـــــود بالایی ، همـــــزمان با سقـــــوط پایینــی


می‌شوی یک پــــری دریایــــی از دل آب اگــــر کــــه برخیزی

می‌شوی یک صدف پر از گوهر روی شن‌ها اگر که بنشینی


هرچه هستی بمان که من بی تو، هستی بی هویتی هستم

مثل ماهــــی بدون زیبایی ، مثــــل سنـــگی بدون سنگینـــی


 غلامرضا طریقی

پ.ن۱: ای نگاهت محصل شیطان اخم هایت معلم دینی خیلی پارادوکس باحالی هس

پ.ن۲:هستی بی هویتی هستم هم فک کنم تضاد باحالی باشه

پ.ن۳ :بی_مخاطبانه

پ.ن۴: شعر زیتون داره!دلیل اینکه اصلا شعر قشنگ شده همون زیتون  مصرع اول هست :))

۳ موافق ۰ مخالف
سلام :)

چه زیتونانه ی زیبایی ...

سلام

از گشتن با جناب قدح زدیم تو کار شعر....:))
#کمال_همنشین

عاقبت به خیر باشین :)

ما همنشین خوبی نیستیم !! مراقب باشین ...

عاقبت به خیر و رستگار بشیم ایشالله دور هم:))

زیتون کلا اینجوریاست:
همزاد حماسه ، همنشین طوفان

شعر زیبایی بود . اما شعر که بدون مخاطب تب و تابش از بین میره:))

آره قبول دارم

ایشالله یکی خوبش نصیب من و شما بشه:)

شبیه شعرهای حفظی توی ادبیات دبیرستانه! :))

زیاد نه ولی آره شبیه هست
به قول قدح:زیتونانه هست:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اینجا زیتون می نویسه از همه جا از همه چی
قدرت گرفته از بلاگ بيان