این پست حال شما را خوب نمی کنه اگر که می خواهید دم عیدی حالتون بد یا بدتر نشه این صفحه رو ببندید

به قلبم شدید به خاطر تمام کارهایی که واسه من جزء رویاهای سخت به دست آوردنی بود و واسه بقیه مطمئنم که جزء رویاهای اصلا دست نیافتنی هست ولی با تلاش و پیگیریم تونستم بهش برسم ولی کنسلش کردم معذرت خواهی های زیادی بدهکارم
واسه اینکه اون چیزی که می خواست رو واسش به دست آوردم ولی خیلی زود خودم ازش گرفتم و از بین بردم ش و صدای شکسته شدنش رو شنیدم معذرت خوهی زیادی بدهکارم

به خاطر تمام روزهایی که گرفت،شکست،تنگ شد و کاری از دستم بر نمی اومد خیلی خیلی معذرت خواهی بدهکارم
جوری هم هست که آدم می خواهد ناله هاش رو می خواد فریاد بزنه می ترسه دل امام زمان‌ش درد بیاد آخه امام معصوم گفتند :"با ناراحتی شیعیان  ما هم ناراحت می شیم".

یه موقع هست یکی هیچ چیز نمی تونه بشه یا حداقل یه سری چیز های محدود می تونه بشه خب با خودش هست که بره به اون سمت ها یا نه وضعیت من اینه که می تونم خیلی چیزا بشم و تقریبا خیلی چیزها هم شدم ولی مامان جان امشب گفتند اون کارهایی که از من پنهون کردی هیچی اما اینایی که می دونم تو رو به سمتی میبره که شهیدت کنن(ترور) اینا رو قلبم راضی نیست بری سمتشون

2 تا از خفن ترین پروژه هایی که تو عمرم آرزوش رو داشتم دیروز و امروز مراحل تکمیل نهایی ش انجام شد و تو وضعیتی بودم که اون آرزوهایی که گذاشته بودم ته قلبم که دورتر باشه زیاد به چشمم نخوره حسرت به دل بمونم رو بهش رسیدم نمی دونم چی شد که به مامانم پیام دادم این دو تا پروژه رو تحویل گرفتم مامانم گف من قلبم راضی نیس اگه می خوای بری جلوت رو نمیگیرم:( خب یعنی چی راضی نیستم ولی جلوت رو نمی گیرم اگه میزد تو گوشم می گفت نرو وضعیتم بهتر از این بود پروژه نبودن که خورشید و مهتاب تو دست چپ و راستم بودن درسته تا اردیبهشت سرم به شدت شلوغ می شد ولی خب واقعا به حس و حال تو اون هوا بودن می ارزید هیچی دیگه رفتم کنسل ش کردم هر دوتاش رو و با این وضعیت دیگه هیچوقت نمی تونم سمت هیچ کدومش برم

شاعر میگه :
باید از سمت خدا معجزه نازل بشود
که دلم باز دلم باز دلم، دل بشود...


خدا واقعا هدفت از آفریدن من چی بوده؟؟؟؟
حالا داستان اینا به کنار واقعا وضعیت بی صاحب بودن خیلی چیز بدی هست، حدیث می خوندم طرف نماز امام رو میدیده و 
از حالت هاش یادداشت می کرده  یا مثلا محضر امام می رسیده ازشون مشورت می گرفته الان وضعیت درب داغون ما رو داشته باش تو عصری که پیامبر خدا (ص) وضعیت رو میدیده گریه می کردند بی صاحب موندیم:( حالا شما مشهدی ها خوبه هر موقع دلتون تنگ میشه حرم امام رضا می رید اونجا فازش از کل جهان جداست من که حتی حسرت جمکران رفتن گهگاهم دارم باید چیکار کنم

شاعر میگه :

پیراهنی که عطر تو را می دهد کجاست
    وقتی که نیست بوی تو کنعان جهنم است

آقا جان کنعان دلم بد جور بوی هوای شما را کم دارد منم و حس دلتنگی...
پ.ن1:تنها نکته مثبت امروزم که تقریبا می تونه غم این اوضاع شلم شوربا رو ببره خبر بلیط مشهد بود که بابام بهم گف جمعه عازمم به اندازه‌ی همه ی ندیدن های گنبد و همه ی تشنگی سقا خونه و به اندازه ی تمام سکوت های دلم می خوام با آقا جان درد و دل کنم
پ.ن2:یادم هستید و دعاتون خواهم کرد به شرط اینکه دعام کنید زودتر شهید بشم حداکثر تا 5 سال دیگه دیرتر بشه نمی خوام

پ.ن3:اگه می خواید چیزی بگید تو بخش تماس با من بنویسید