شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

اینجا زیتون می نویسه از همه جا از همه چی

پربیننده ترین مطالب

این 4 روز (بدون رمز)

پنجشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۳۷ ب.ظ

می خواستم یه پست بذارم حال و هوای پست قبلی رو بشوره ببره یه خورده دم عیدی حال و هوای غمناک و فاز سنگین نباشه اینترنت‌م رو که باز کردم تو بیان بیام دیدمnotification  ایمیلم پیام داده!
می خواستم ذوق مرگ بشم که شاید اون ایمیلی که گفته بودم منتظر جوابش خواهم موند جوابش اومده باشه

شاید اون بنده خدا دم عیدی به متن جنجالی نوشته شده تو روز تولدم یه تعریضی نوشته باشه(راضیم حتی به فحش دادنش!)
باز کردم دیدم از شرکت دوستم هست!
" 
سلام جناب ***** عزیز

شخص بنده همیشه برای دوستان هم دانشگاهی خودم در دانشگاه **** ارزش و احترام ویژه ای قایلم. و از شما بزرگوار خیلی متشکرم که افتخار دادید و ما را قابل دونستین و تشریف آوردین. و بسیار ممنونم بابت زمانی که گذاشتید.

.....

در هوش بالا و توانایی شما هیچ شکی نیست. اما مجبور بودیم از اشخاصی استفاده کنیم که سلیقه ی مشابه تری با ما داشتند.

که این قطعا ازتفاوت سلیقه و کم سعادتی ماست.

امیدوارم در آینده افتخار همکاری با شما دوست مستعد و توانا را داشته باشیم. "

بنده خدا حتی روش نشد اس ام اس بده!
خب اگه یه جمع بندی از این 4 روز گذشته داشته باشم:
1-مهمترین پروژه ی زندگیم که اکی نهایی شد رو کنسل کردم!
2- مهترین کار تحقیقاتی که واسه یه نفر می تونه تو ایران اتفاق بیوفته رو تو کارشناسی بهم دادن که کنسل کردم!
3- امروز هم  یه ایمیل دوستانه دریافت کردم که میگه دیگه شرکت نیا جای تو 5 نفر رو مجبور شدیم بگیریم که همون فعالیت یک نفره ی تو رو انجام بدن چون عدم اشتراک سلیقه داریم!
4- واسه 2 تا از دوستام که فاز عشق و عاشقی داشتن کار جور کردم که برن یه درآمدی داشته باشن بلکه یا برن سر خونه زندگی شون یا اینکه سختی کار و درآمد عشق  و عاشقی رو از کله‌شون بندازه باشد که رستگار بشن...
5-دوباره شروع کردم به ساختن انیمیشن که فعلا یه خورده سرم مشغول باشه به چیز دیگه ای فک نکنم

۹۶/۱۲/۲۴

نظرات  (۲)

۲۴ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۱۲ محسن رحمانی
موفق باشید.
پاسخ:
ایشالله شما هم تو سال آینده موفق تر از امسال باشی :)
اندکی شوخی: الان تو وضعیتی هستم که بگم خدا رو شکر؛ خدا میاد میگه انصافا ما رو گرفتی؟؟

البته جدا از این ۴ روز تو امسال اتفاقای قشنگ قشنگ زیادی واسم افتاد که یه سال فراموش نشدنی رو واسم ساخت( هر ماه‌ش حداقل ۲ تا اتفاق خوشگل واسم داشت حتی شب زلزله‌ی تهران حتی شکست تو انتخابات و...)
اینم خودش به حد کافی غمگین بود، وای به حال اون قبلیه!
پاسخ:
نه اون یکم درباره‌ی خوشی های ۹۶ که در جواب محسن جان نوشتم هم نوشته بودم البته اونجا با اسم آوردم که نمی شد بدون رمز گذاشت
پیش می‌آد دیگه کلا همیشه که آدم تو اوج باشه زندگی یکنواخت میشه
میگن که:
گاهی گمان نمی‌کنی خوب میشود
گاهی نمی‌شود که نمی‌شود که نمی‌شود

گاهی گدای گدایانی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می‌شود

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">