شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

اینجا زیتون می نویسه از همه جا از همه چی

پربیننده ترین مطالب

اعتکاف*طنز*

جمعه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۵۶ ق.ظ

**ادامه ی مطلب لطفا**

پ.ن1: حیف که مامان‌م اجازه نمیده وگرنه اگه اسه اعتکاف دانشگاه ثبت نام می کردم جزء مسئولین برگزاری بودیم و حال و هوای اعتکاف فقط اونجاش که بعد اذان یه شب خوشگل داخل دانشگاه و مراسم عرفانی-مذهبی که تبدیل به قدم زدن های دونفری بچه مذهبی ها میشه!!(البته من که تنهام و با کسی قرار و مدار ندارم 😜 واسه بقیه میگم!!)
پ.ن2: اعتکاف فقط کنج بغلش!

بی_مخاطبانه_طوز:کاش که بودی با هم می رفتیم اعتکاف😕 شایدم باشی...

۹۷/۰۱/۱۰
Zeytoon fruit

طنز

نظرات  (۹)

من که تا حالا قسمت نشده برم اعتکاف... بابام رو شب خیلی حساسه، میگه هرجا رفتی برو ولی شب حتما خونه باش! کلاس نجوم که میرفتم هیچوقت نتونستم توی شب های رصد شرکت کنم چون شب بود و باید خونه میشدم :( 
پاسخ:
منم به جز اردوی عید کنکور و یه اردوی تفریحی 1 شبه از طرف دبیرستانمون واسه بچه های المپیاد(که اونم تحت شدید ترین نظارت محسوس و نامحسوس از طرف خانواده بودم(تقریبا آمار لحظه به لحظه م رو داشتن! حتی مثلا می دونستن 10 دقیقه دیگه قراره برم زمین چمن از کجا آمار می گرفتن رو نمی دونم🤔🤔)) شب تا حالا بیرون نموندم
ایشالله هم شما هم من بعد ازدواج به تلافی کل شب بیرون نموندن ها رو در می آریم:))  (آهی از عمق وجود به خاطر تجرد می کشد...)
سلاام:))
اعتکاف امسال هم که ان شا الله زیاد از بحث قران و نماز فاصله نگیره و به جاهای باریک کشیده نشه:))
من واسه دانشگاهمون ثبت نام کردم ولی یک لحظه کلی کلاس اضافی خورد بهم که کلاس رفتنم را قربانی اعتکاف نکردم و کلاس هامو رفتم و مسئول بودن، امسال مسئول مسجد محلمون نشم بفرست صلواتو:)
و اعتکاف چشمم تو چشم نامحرم بخاطر مشکل دستگاه های صوتی مسجد باز نشه بفرست صلواتو:)
پاسخ:
اعتکاف داخل مسجد که فقط سینی چایی گرفتن گل پسرای بسیجی واسه حاج خانم های مسجد!!
خداییش خیلی تقوا می خواد آدم خودش رو نگه داره! همه در عرفانی ترین و نوربالا ترین حالت ممکن...
به عنوان یه بچه حزب اللهی و بسیجی که تو خیلی از مراسما مسئولیت داشتم نظرم اینه که مشکل دستگاه صوتی مراسم های مذهبی تا خود ظهور آقا حل شدنی نیست!!

در مورد چشم تو چشم شدن:
اعتکاف و گوشه نشینی فقط چشماش...
والا به خدا من چنتا از دوستای خودم تو همین مراسما با خانم شون آشنا شدن شروع ش هم همین دستگاه صوتی و چایی بردن و وسایل افطاری بردن بوده!
آقا چرا تصویر زیبای اعتکاف رو مخدوش میکنی ؟ :)

نفس اعتکاف خیلی زیباست ...

خدا باید قبول کنه .
پاسخ:
طنز بود دیگه سخت نگردید حالا
بعد چه کاری بالاتر از ازدواج!
شاعر میگه
تا اومدی مؤمنترم کردی، این دل به لطف بودنت دل شد
عمری نشستم پای سجاده، ایمانم اما با تو کامل شد
)دوباره آه عمیق می‌کشد)
خوب من و دوستم درس برطرف کردن عیب ها و کار با دستگاه های صوتی رو خونده ایم و حاج اقا و مسئول مسجد بهمون اطمینان دارند و یک لحظه که یک لحظه صدا افت پیدا کرد یا حالت نویز مانند پیدا کرد سریع درستش میکنیم:)
و کسی بر کار ما نظارت نمیکند و بر صدای خروجی دستگاه که چطوره نظارت دارند وبس:))
:(
بله، ان شا الله که اعتکاف امسال اینطوری برای من رقم نمیخوره و تا دو سال دیگر مجرد میمانم:))
و من اهل چایی پخش کردن نیستم:(
و اهل چایی خوردن هم نیستم:)
پاسخ:
شاعر میگه
تا برویم ریشه ای چون تاک می خواهم که هست
نور می خواهم که هستی؛ خاک می خواهم که هست

جانماز و مهر و قرآن و دلِ سیری قنوت
سجده بر سجاده ای نمناک می خواهم که هست

قصد قربت کرده ام چون در طریق دوستی
اجتناب از نیت ناپاک می خواهم که هست

فقط اونجاش که میگه اجتناب از نیت ناپاک😁
منم کلا اهل چایی خوردن نیستم ولی چایی رو پخش می‌کنم البته قسمت نشده تو مسجد پخش کنم:(
)اون شعر پست بچه هیئت‌م و من حساس رو از وبلاگ‌م بخونید)

شب های تنهاییه دوتایی! :)) 
پاسخ:
شاعر میگه
معتکف در حرم امن دلم بودم و او
تا که آمد جهت قبله نما ریخت بهم

شاعر شهر خودم بودم و از شهر خودش
ضربان قدمش شهر مرا ریخت بهم
#معتکف
#ضربان_قدمش
آه نکش دوست عزیز

ان شاءالله همه جوونا زودتر سرو سامون بگیرن ...
پاسخ:
ایشالله هر چی زودتر
رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا
ای پروردگار ما از همسران ما و نسل ما به ما روشنی چشمان ببخش، و ما را پیشوای پارسایان (خود نگهدار) قرار ده
سوره الفرقان آیه 74
دعا میکنم وقتی دلم یه دختری رو خواست سیم های ورودی بلندگوهای مسجد در دستم جرقه ای بیندازند که از فکرش بیام بیرون از اون ها که دستم کباب شه:))
پاسخ:
یه کاور از روی شعر جناب یاسر قنبرلو دارم که میگه:
به خودش گفت از زمین که گذشت
از هوایی شدن هراسی نیست

پیش بینی نکن چه خواهد شد!
عشق مثل هوا شناسی نیست...
حالا اینا که شوخی بود 
ایشالله کنکور رو تو یه دانشگاه دولتی استان خودتون قبول میشیدی ، کار هم واستون جور بشه و بعد از اون همسفر تا بهشت تون پیدا بشه و با هم به خوشی و خوشی مسیر انقلاب و اسلام رو تا بهشت طی کنید
آن بهشتی که همه در طلبش معتکف اند
من کافر ،همه شب با تو به آغوش کشم...!😉
پاسخ:
کاش می آمد و از کوچه ی ما رد میشد
آخر قصه ی من هر چه که باید میشد

یا که من پیرو او میشدم و اهل خدا
یا که او پیرو من میشد و مرتد میشد!
 میگم یه بخشی درست کنیم هر از چند گاهی شعر بذاریم اینجوریا نباشه که زیر هر پست تو بخش نظرات شعر بذاریم یه بخش جدا گونه حالا یا شما یه بخش تو وبلاگ‌تون درست کنید من ارجاع بدم یا اطلاع بدید من یه صفحه مستقل درست کنم اونجا قرار بدیم
هر طور شما صلاح می دونید! من خیلی وارد نیستم شما اینکار رو بکنین منم به شدت استقبال میکنم :)
پاسخ:
باشه
یه قالب جدید دارم می نویسم تو اون این رو می ذارم

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">