شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

بارون بهاری

چه بارانی شده تهران؛ خدا را خوش نمی آید
هوا هم دو به دو باشد ولی من تک، شما تنها...🙃

حیف که تنهام 😕 وگرنه یه بارون بهاری خیلی خوشگل داره می‌آد؛خوراک قدم زدن های دونفره تو صحن دانشگاه و خیابون ولیعصر هس البته اینکه کلاسم رو نمی‌تونم کنسل کنم هم مزید بر علت هست

پ.ن۱:امروز اگه هر کدوم از دانشجوها از من بیاد اجازه بگیره که نمی‌خوام کلاس بیام اگه بگه تنها نیستم کل غیبت های تا الان‌ش رو حضور میزنم یه همچین TAای هستم!

پ.ن۲:اینکه رنگ پیرهن من با مانتوی طرف ست شده کاملا اتفاقی هست؛ همین صرفا گفتم که گفته باشم ؛ درسته ایشون خیلی خیلی دختر خوبی هستن ولی مخاطب_خاص من نیست؛سوال نباشه لطفا(الکی مثلا همه دارن ازم سوال می‌کنن😛😝😜)

#مخاطب_خاص

#مخاطب_خاص_داخل_کلاس

اینجا زیتون می نویسه از همه جا از همه چی
قدرت گرفته از بلاگ بيان