شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

درد آمپول یا جای واکسن؟؟؟

من همیشه به دانشجوهام و بعضی از دوستام میگم؛اگه قراره یه امتحانی رو بدید،ببینید می‌تونید به تسلط کامل برسید یا نه،اگه نه زودترین زمان ممکن برای امتحان دادن رو انتخاب کنید(البته تو کلاس هایی که برای زمان امتحان رای گیری میشه!)
بهشون میگم امتحان دادن مثله درد آمپول می مونه هرچی زودتر باهاش مواجه شید ،فرصت بیشتری برای فراموش کردن درد حاصل از امتحان(آمپول) دارید!!
داشتم فکر می‌کردم این قضیه واسه همه‌ی امتحانا جواب میده یا نه به این نتیجه رسیدم که نه! جواب نمیده
بعضی امتحانا هستن که شاید دردشون فراموش بشه ولی هیچ وقت جا شون از بین نمیره؛شما حتی اگه اون ناحیه رو  عصب کشی هم کنید باز هم اثر اون می‌مونه

الان نظرم اینه که تو روابط انسانی؛شبیه آمپول نیست بیشتر شبیه واکسن می‌مونه،اگه یه بار مجبور تجربه ی تلخی اون بشی و تجربه‌ش کردی جاش تا آخر عمر باهات می‌مونه
بیشتر بخوام مثال بزنم:
-مثلا فکر کنید یکی از دوستاتون یه اشتباهی رو می‌کنه که شما از اون شخص بد‌تون می‌آد؛اگه این یه مدت بگذره و تغییری روی روابط بهم خوردتون حاصل نشه؛توی دوستی های بعدی خیلی سخت اعتماد می‌کنید(و هیچ وقت اون خراب شدن رابطه رو از یادتون نمیره)نه می تونید خاطرات خوبی که باهاش داشتید رو فراموش کنید نه می تونید دوباره تحملش کنید
-مثلا در مورد عشق؛اگه یه اتفاقی بی افته که ترمیم نشه دیگه نمیشه کاریش کرد؛ یعنی به طور کامل باید بیخیال اون قسمت از قلب و دلت بشی،قلبی که پیش کس دیگه ای مونده و هیچ وقت نمی تونی جاش رو با هیچ چیز دیگه ای نمی تونی پر کنی(البته راه های سالم رو میگم از موارد ناسالم بخوام مثال بزنم بعضی ها هم هستن که واسه فراموش کردن یکی بدو بدو میرن بغل یکی دیگه و اینجوری هم به خودشون ظلم می کنن هم به اون نفر جدید خیانت)
عشقی که هیچ وقت بهش دست پیدا نکنی یا عشقی که نتونی نگه ش داری و به هر علتی مجبور بشی دیگه بهش نرسی،قلب ت بی حس میشه(سِر میشه)خیلی خیلی بتونی مقاومت کنی بعدا ها یکی رو پیدا کنی که شبیه اون طرفت باشه تا یه خورده اون بخش ترمیم بشه(با این کار هم اون قسمت با فرد جدید ترمیم نمیشه بلکه شما اون فرد جدید رو با نگاه و مقایسه کردن با فرد اولی می بینید)

وقتی قلبت بی حس بشه جاش واسه همیشه می مونه مثله واکسن که وقتی میزنی شاید شب های زیادی یادش بمونی و درد دیگه با اون نبودن رو حس کنی اما بعدش خوب میشه دردش موضعی از بین میره ولی جای اون درد همیشه و همیشه روی قلبت میمونه

پ.ن1:چقد بعضیامون این روزا نیاز  داریم که یه اتفاق خوب بی افته و برگردیم به قبلا پیش ها جایی که می تونستیم کاری که هیچ وقت انتخاب‌ش نکردیم رو انتخاب کنیم و الان‌مون جور دیگه ای بود،مثلا بهار دست تو دست هم و...

پ.ن2:درد بعد از تزریق واکسن فقط اونجاش که هر روز میبینی‌ش، خنده هاش رو می شنوی و دلت می لرزه ولی کاری نمی تونی انجام بدی

پ.ن3:درد بعد از تزریق واکسن ،مثلا امروز من...

پ.ن4:از همه ی دوستان بیانی‌م که این چند وقت پست های تلخ من رو تحمل کردن عذر می خوام،بعضی چیزا رو باید گفت حتی اگه اونی که باید بشنوه یا بخونه هیچ وقت به این نوشته ها دسترسی نداشته باشه،شاید بعدها یه وقتی ...

پ.ن5:عینیا بتحبک وقلبى بیحبک وحضنى بیضمک :(

پ.ن6:بعضی ها چجوری فراموش می کنن؟؟ما معمولیا تا مغز استخوون مون هم میسوزه

اینجا زیتون می نویسه از همه جا از همه چی
قدرت گرفته از بلاگ بيان