شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

کاش...

یکی هم نوشته بود:کاش یه روز صب بیدار شیم ببینیم هر چی دیدیم خواب بوده و همه مون دایناسوریم|:

۱ موافق ۰ مخالف
چه آدم با حالی بوده!!:)

آره از این جور طنزها گهگاهی میذاره

سلام.
حالا چرا دایناسور آخه؟؟؟

حالا باید از خودش پرسید ولی فک کنم نظرش اینه که بر گردیم به اولِ اولِ اول


دایناسورم خوبه :)

البته اگه 

شانس ما هس
از این دایناسور ریزه میزه ها میشدیم بقیه همه تیرکس بودن!

دیگه نه اینقدر اول اول...اول تر
از خواب بیدار میشدیم و میدیدیم حوا سیب گندم (چیزی ک میل نمودن)را میل ننموده...
و ما در بهشت به سر میبریم...

من که میگم اگه بازم داستان سیب یا به روایتی گندم تکرار بشه بازهم آدم سیب رو از دست حوا خانم‌شون گاز میزنه!

داریم که شاعر میگه:
یک سیب دگر بچین و حوایی کن
نامردم اگر ، دوباره آدم نشوم ...!
یا حتی توجیه کردن و یکی دیگه از شاعران گفته:
آدمیزاد است و عشق و دل به هر کاری زدن
آدم است و سیب خوردن آدم است و اشتباه

حالا از خواب بیدار شدیم دیدیم همه چی خوبه، نه دردی نه چیزی، بدونیم دیشب تو خواب مردیم.

والا من که میگم ما که شانس نداریم می ریم اون ور میگن پاشید همه‌تون بیاید جهنم حداقل قبل‌ش یه هماهنگی کنیم همه دوستان بیانی یه لباس هم رنگ بپوشیم یه موقع رفتیم اون ور گفتن بیاید جهنم حداقل هم رو پیدا کنیم دور هم باشیم!

من اگه دایناسور بودم از اون گوشت خوارا بودم حتما :)) کی حوصله داره برگ درخت بجوعه (فعل جویدن😁) 

نوشتن که :دایناسورها؛و زندگانی خشمگین یا علف خوارانی آرام

اینم یه نگاهه که واسه نجوعیدن برگ(نجویدن!) دایناسور بره گوشت خوار بشه !
گیگاناتوساروس یه دایناسور بود که از تیرکس هم بزرگتر بود احتمالا از اونا خوشتون بیاد😁

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
اینجا زیتون می نویسه از همه جا از همه چی
قدرت گرفته از بلاگ بيان