....وَلَا تُکَلِّمُونِ

[ ﺧﺪﺍ ]ﻣﻰ  ﮔﻮﻳﺪ :....ﻭ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺳﺨﻦ ﻣﮕﻮﻳﻴﺪ (المؤمنون(108) )


خیلی حس بدی داره که تنها پناه گاه دائمی و جاودان‌ت بگه دیگه باهام حرف نزن.

این سوره ی مومنون هم عجب سوره ای‌ هس، نه به اون اول سوره که کلا تو فاز امید واری و از اینجور چیزهاست نه به این آیه

کلا داغونم الان

پ.ن۱:سلامتی یکی از بهترین دوستام(جزء حلقه ی ۵ تایی از بهترین دوستام هست)حامد، که با ۲۰ دقیق حرف زدن و نگاه کردن بهم فهمید یه چیزی ‌م هست و یکشنبه و امروز (چهارشنبه) پیگیری حالم بود ؛ درد و بلاش بخوره تو سر بعضی از بچه های دانشکده که هر روز روزی حداقل ۵ ساعت هم رو می‌بینیم حتی یه بار هم بهشون نوشتم ولی باز هم نفهمن 

پ.ن۲:اسکار تلخ‌ترین جمله‌ی سال می‌رسه به حرف امروز حامد؛که گفت تو خودت کل تیم و بچه ها رو جمع کردی واسه چی عامل اتحاد و انسجام حلقه باید به وضعیتی برسه که خودش نباشه 😐😑

پ.ن۳: اسکار منطقی ترین و احساسی ترین حرف سال یه بچه انقلابی و بسیجی هم می‌رسه به حامد که گفت شاید ندون‌م چه‌ت شده و حتی نتونم کاری کنم ولی حداقل می‌تونم پیش‌ت باشم و باهام حرف بزنی ؛حداقل خالی میشی