شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

اینجا زیتون می نویسه از همه جا از همه چی

پربیننده ترین مطالب

مشکل از اونجا شروع شد که ....

پنجشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۲۴ ق.ظ

- مشکل از اونجا شروع شد که فکر کردیم هرکی ریش داره یا چادر سرشه مذهبی و انقلابی‌ه....

- مشکل از اونجا شروع شد که یه عده فکر کردن بی امام معصوم هم میشه زندگی کرد (ما زنده ایم ولی زندگی ....)...

- مشکل از اونجا شروع شد که حوا خانم سیب رو داد به آدم،هبوط، زمین،سقوط...

- مشکل از اونجا شروع شد که خدا پرسید و ما جواب دادیم بله...

پ.ن:این متن رو ادامه بدید:{مشکل از اونجا شروع شد که ....}

این جا هم دریابید با تشکر:)

پ.ن۲: در مورد متن اول خیلی حرف دارم مثلا طرف تو برنامه ی لاک جیغ بوده و داستان محجبه‌شدن‌ش رو گفته بعد یه مدت یه شو آف ی از مدل های شال و چادر تو اینستا راه انداخته که با عرض معذرت از همه‌ی دختر خانم هایی که وبلاگ رو می‌خونن بین بچه مذهبی های توئیتر بهش میگن(پلنگ محجبه ی اینستا) نفهم اون چادر حرمت داره😡 از آقایون ریشو هم که کلا زدن تو خاکی و ... که زیاد داریم ( در مورد این پ.ن نظر بذارید جواب نمی‌دم)

پ.ن۳: میگم یه موقع بد نباشه من "صندلی داغ" نذاشتما و دوس ندارم بذارم!

۹۷/۰۲/۰۶
Zeytoon fruit

تعامل

نظرات  (۱۴)

مشکل از اونجا شروع شد که مردم گفتن بین بد و بدتر یکی رو باید انتخاب کرد و اون بده هم حسن روحانی بود :||


نه بابا چرا بد..
منم دوست ندارم بذارم و شرکت کنم.
پاسخ:
من از اردیبهشت ۹۶ خاطره زیاد دارم ؛ یه سری کلیپ هایی که واسه اون موقع و واسه ستاد درست کردم هم هست(هر وقت می‌بینم عکس ها و نوشته ها رو یا خاطره هاش یا خاطره ساز هاش رو می‌بینم قیافه‌م اینجوری میشه:😆🤣😂)
تو روز هایی که اتفاق افتادن احتمالا پست هاش رو میذارم
دقیقا مشکلات از همونجا شروع شدن
:)
دقیقا
خیلی خوشحالم که بالاخره متوجه اشتباهشون شدن ولی چقدددددر دیر
الان همه ما باید با بی فکری یه عده بسوزیم چرا چون دوست نداشتن وسط پیاده رو ها دیوار بکشن :| 
الان که وضع بدتره 
پاسخ:
نمیدونم شاید باورتون نشه،
اون هفته های آخر سرم شلوغ بود به جای اتوبوس با تاکسی تا ایستگاه مترو میرفتم بین مسیرم تا ایستگاه مترو یه شهرک صنعتی هم هست، راننده تاکسی ه فحش خواهر مادر به آقای روحانی میداد می گفت من صاحب یکی از کارخونه های اینجا بودم اوایل سال 95 به خاطر شرایط اقتصادی دوران ریاست جمهوری روحانی کل کارخونه رو فروختم تا قرض هام رو بدم فقط تونستم این ماشین رو بخرم،بهش گفتم شما که درد کشیده اید قاعدتا نباید باهاتون حرف بزنم که به آقای روحانی رای ندید که ما بدبخت نشیم،می گفت آخه اگه رئیسی بیاد دخترم راحت نمی تونه بره دانشگاه! گفتم چرا ، گفت اگه اینا بیان انقد افراط دارن که تو خیابونا دیوار بکشن شاید هم نذارن دخترها راحت تو جامعه رفت و آمد کنن😕😢
(فحش خواهر مادر میدادا!)
مشکل از اونجا شروع شد که مردم ارزش عقل خودشون رو دادن به زبون یه سری آدم بی هویت و سودجو...
مشکل از اونجا شروع شد که روی نرسیدن هامون اسم قسمت نبود گذاشتیم...
یکی نیست بگه خب مرد ناحسابی
اصلا با عقل جور در میاد که دیوار بکشن...
اونم تو کشوری که رهبرش موافق و مشوق حضور بانوان در تمامی عرصه هاست؟
حقا حقا حقا
از ماست که بر ماست
پاسخ:
حالا من نمیدونم چقد با این دو تا حزب (اصلاح طلب ها  و اصول گرا ها) آشنایی دارید ولی اوایل انقلاب واقعا این کارو کردن یعنی وسط کلاس درس دانشگاه با چوب دیوار درست کردن! حضرت آقا هم یه سخنرانی انجام دادن که این کارا رو جمع کنید و ...
اینم لینکش
مشکل از اونجا شروع شد که بعضی جدی از اینکه قیمه ها رو ریختن تو ماستا ، ماستا رو هم ریخت تو پاستا، دوغ هم می ریخت تو برنجا،و ادعا می کردن که هم سانتریفیوژ ها باید بچرخه هم چرخ زندگی مردم

مشکل از اینجا شروع شد 

که لکه روی پیشونی ارجحیت پیدا کرد که به محتوای توی پیشونی

فریدون فرخزاد(برداشته شده از این وبلاگ! قانون کپی رایت رو لطفا رعایت کنیم هرچند هم که یه سری نظرات فقهی روی این مسئله هست که بهتون نمیگم!)

مشکل ازون جا شروع شد که وقتی یه چادری یا یه روحانی زدن جاده خاکی 
همه مردم بقیه مذهبیارو به یه چشم دیدن...
+امروز موقع برگشت از کلاس یه خانومی رو به راننده راجب این میگفتن که : همه چادریا دزدن حاج آقا دزد 
یکمی منو نگا کرد 
بعد گفت منظورم شما نیستیا
:/

پاسخ:
تا دهــان مفــت و گوشــها مفتند
 پشتمان حرفِ مفت بسیار است...
شما هم زیاد ناراحت نشید این هایی که انقد فهم و شعور ندارن که همه رو با یه چشم نگاه نکنن ، ارزش چادر و حیا داشتن رو نمی فهمن والا به ما پسرهای مذهبی هم کم تیکه نمیدازن هر چند که باز هم میگم این شرایط واسه دختر خانم ها اذیت کننده تر هست
مشکل از اونجا شروع شد که فکر کردیم خدا تو دنیای مجازی نیست...
مشکل از اونجا شروع شد که فک کردیم هر کسی که از گونه ی بشره، آدم هم هست 😕
خیلی بده که صندلی داغ نذاشتین و دوست ندارین😂
پاسخ:
انسان م آرزو ست...
کلا با آزادی بی قید و شرط مطبوعات و رسانه ها و کاربرها مشکل دارم....
نوموخوام صندلی داغ دوس ندارم
مشکل از اونجا شروع شد که نگفتیم خدا چی میگه گفتیم مردم چی میگن
پاسخ:
اوهوم:(
مشکل از اونجا شروع شد که امر به معروف و نهی از منکر شد قضاوت دیگران!
مشکل از اونجا شروع شد که بدون مطالعه و پرسش و تحقیق، سعی کردیم چیزی رو رد یا ازش طرفداری کنیم.
مشکل از اونجایی شروع شد که هم نام علی رو میبریم، هم تو لشگر یزیدیم
مشکل از ونجایی شروع شد که به امید توبه، گناهمون رو سبک شمردیم...

پاسخ:
مشکل از اونجا شروع شد که یبار واسه همیشه همه چیو تموم نکردن
مشکل اینه که هنوز تو عصر غیبت هستیم و خدا دکمه ی ظهور رو زودتر نمیزنه
مشکل از اونجا شروع شد که 
قبل فهمیدن مسئله و قبل اینکه از دید طرف مقابل نگاه کنیم
افتادیم دنبال راه حل مشکل
حوا سیب چید ؟؟خب فدای سرش :)))
هبوط کردیم؟؟بازم فدای سرش
البته باید بگم که اصن منظور از بهشت اینجا بهشت زمینی بودااا
یعنی از یه جایی که خوش اب و هوا بوده انداختنمون بیرون همین :)))
به نظر من مشکل از اونجا شروع شد که نگرشمون رو دفاعی کردیم :)))

پاسخ:
این حوا و سیب و خوردن تو "شهر زیتونی" واسه خودش داستان های دنباله داری داره(مثله زلیخا و یوسف) و تو این پست هم مثله پست های قبلی یه عبارت کنایی بود🙂
شاعر میگه:
"آدم از روی هوس گر لب سیبی بوسید/جرم حواست حواسش به دل آدم نیست' !
بله درسته بهشت به اون معنای بهشت موعود تو قرآن نیست و اصلا تو قرآن کلمه ی "جنت" اومده که طبق نظر بعضی از مفسرین به معنای باغ هست
بعد در مورد هبوط هم من منظورم باز هم کنایی بود(کتاب هبوط دکترشریعتی) وگرنه سقوط و هبوطی که تو قرآن بعد از اخراج از بهشت معنی شده به معنای به سختی افتادن هست
#مشکل از اونجا شروع شد که نگرشمون رو دفاعی کردیم "این واقعا خوب بود:))) " 
#حمله
فقط اون تیکه 
#حمله 
عالی بود
اطلاعات قرآنی خیلی خوبی دارید :)))

پاسخ:
شاعر میگه:
میوه ممنوعه چیدن را که حوا باب کرد
آدم ، اخراج از بهشت با صفا را باب کرد

چونکه قابیل از عقب با بیل از هابیل را
#حمله با یک بیل را در کل دنیا باب کرد:)

(ممنون)

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">