بی هدف بودم و در مرثیه ی رؤیاهام
ناگهان یک نفر آهسته به من گفت: «سلام...»
چقد این روز ها نیاز دارم یکی بیاد بهم بگه سلام و کل نامعادلات ذهن من رو به تساوی و هدف تبدیل کنه😕
پ.ن۱:#زلیخا_بانویی که با همه‌ی حیا‌ش هنوز هم خنده‌هاش شیرینه؛ولی دیگه نمی‌خوام زلیخا_بانوی من باشه😔...
پ.ن۱.۵:تعارف کردن به خانم ها واسه اینکه زودتر از در کلاس خارج بشن لبخند داره ولی نه انقد...
پ.ن۲:
فرار می کنم از پوچیِ خودم به خودم
و عشق ، راه جدیدی که اشتباه ‌تر است...
پ.ن۳:#نهیلیست_انقلابی