شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

اطلاعیه طوری(احتمالا آخرین پست زیتون...)

چهارشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۶:۲۳ ق.ظ

وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ کَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَکَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ کَافِرِینَ
ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻣﺮﺩم ﺭﺍ ﮔﺮﺩ ﺁﻭﺭﻧﺪ [ ﻣﻌﺒﻮﺩﺍﻧﺸﺎﻥ ] ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﺘﺶ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻧﻜﺎﺭ ﻛﻨﻨﺪ، الأحقاف(٦)

من؛ زیتون یک پسر مذهبی، انقلابی،حزب اللهی،مغرور،غیرتی،طبق نظرات در دنیای حقیقی:خشک و نچسب در برخورد با دخترا و کسی که خیلی سخت میشه باهاش حرف زد،استاد باحال و پایه و همراه،شوخ و شاد و همراه با جدیت و صلابت و فان بین پسرها ،طنزنویس در برخی موارد،جدی وتحلیلی نویس در اکثر موارد،طبق نسبت دادن های بعضی از دوستای وبلاگی: تغذیه شده از دولت‌هایی که هم پول‌دستشونه هم تفنگ ، افراطی،تک‌رو(این مورد رو جدا دوست داشتم چون از طرف یه شخصیت  واقعا محترم گفته شده )، اثرگذار،اثرپذیر،خودخواه(البته این نسبت خطاب‌ش به من بود ولی کلی گفته شده بود) گل پسر و. .. هستم(جای خالی رو با هر چی که برداشت‌تون از من هست و بود و من ذکر نکردم خودتون واسه خودتون پر کنید☺)

تجربه‌ی دوستی و فعالیت در فضای مجازی با بچه های بیانی حس و حال جالبی داشت(هرچند که تجربه‌ی فعالیت رسانه‌ای رو داشتم و دارم)آدم هایی که شاید هیچ‌وقت هم دیگه‌رو ندیدیم و نبینیم ولی دوستی ها و ارتباط‌های خوب،موثر،شاد،تلخ،شیرین،شور،بانمک و... باحالی در کنار هم داشتیم
تجربه‌ی داشتن خواهر ،وقتی که هیچ وقت تو حقیقت تجربه‌ش نکردم(چه خواهر بزرگتر و چه #خواهر‌کوچیکه)
راهنمایی و کمک کردن‌هایی که قطعا تنها نمی‌تونستم کار و تصمیم درست رو بگیریم
تجربه‌ی پیدا کردن داداش ها و برادرهای گلی که خصوصی با هم می‌گفتیم و می‌خندیدیم، ابراز لطف ها و یا تبریک روز معلمی که هیچ وقت تو حقیقی کسی بهم نگفت
تجربه‌ی غم و غصه های شخصی و دغدغه‌های فکری که می ریختم تو شهر زیتونی و با نظرات و پیشنهادها و بعضی وقتا شوخی‌هاتون و به خصوص دعاهای خوب خوب‌تون (چه اون وقتا که سفر زیارتی می‌رفتید چه اون وقتا که تو لحظه‌های قشنگ ارتباط گرفتن با خدا یاد من بودید) از حجم اونا کم می‌شد
نقدهایی که به تحلیل‌هام یا نظراتی که راجع‌به تفکراتم دادید تو برخی از موارد واقعا محترم و قابل تامل بود و سعی کردم تو حقیقی بیشتر پی‌ش رو بگیرم و احیانا اگه ممکن بود اصلاح‌ش کنم
نوشته های خوبتون تو وبلاگ‌هاتون که باعث می‌شد تجربه‌ی دیدن و زندگی کردن از یه زاویه‌ی دید دیگه به زندگی رو داشته باشم (هرچند که قبلا هم وبلاگ بعضی از دوستان رو می‌خوندم حتی اون موقع که کاربر زیتون رو نساخته بودم)
نوشته‌هایی که بعضی هاش باعث شد یه فایل و پروژه‌ی جدید در خلال کارهای خودم باز کنم و پیگیر اون مسئله بشم(مثلا "پروتکل حفاظت از زنان در فضای‌مجازی")
مطالبی که باعث شد متوجه بشم تنها دیوونه‌ی تو کره‌ی زمین نیستم و دیوونه‌های دیگه‌ای هم مثله من تو این کره‌ی خاکی وجود داره!
همه و همه دل کندن از این فضا رو واسم سخت‌تر می‌کنه ولی ....(این اما یا ولی ها با اینکه ۳تا حرف بیشتر نیست ؛خیلی جمله ها پشت‌ش هست،"گاهی سکوت بلندترین فریاده")
اطلاعیه
"شهر زیتونی" تا اطلاع ثانوی بروز رسانی نمیشه
پ.ن۱:تاریخ تولدهاتون با توجه به کامنت ها و مطالبی که تو وبلاگ‌تون گذاشتید رو یادداشت کرده بودم که تبریک تولد واسه‌تون بنویسم اون موقع فکر نمی‌کردم به این جاها بکشه...
پیشاپیش:
۲۷ اردیبهشت تولد "یه دختر اردیبهشت توووپ مبارک باشه
شهریورماه تولد "بهنام جان عزیز" هست یادتون باشه بهش تبریک بگید
ما اسفندی‌ها هم که کلا تو بیان خاص هستیم(#لشگر_اسفندی‌ها!!)
۹اسفند تولد من و تولد"هو هو نوشت"

۱۵ اسفند تولد آلاءخانم
۱۵ اسفند تولد جناب قدح

۲۵ اسفند تولد "دنیای یک انسان چپ دست"

۲۹ فروردین تولد "محبوبه شب"

تولدتون پیشاپیش مبارک:)
بقیه تاریخ تولد ها رو نداشتم...
پ.ن۲:نظرات رو بستم قاعدتا ....
پ.ن۳: دوس داشتم خاطرات اردیبهشت ۹۶ رو کامل بذارم اکثرشون رو نوشتم و تو پیش‌نویس "شهرزیتونی"هست ولی حیف شد...
پ.ن۴: واسه ۲۴ اردیبهشت برنامه‌ها داشتم، این روز تو سال ۹۶ یکی از خاص‌ترین روزهای عمرم بود و بعضی از چیزها رو تجربه کرده بودم که یاد آوردنش هم شیرینه واسم؛تجربه‌ی دوباره(که احتمالا دیگه نشه) که جای تود داره
بماند که چی بود...
پ.ن۵:یه باگ بزرگی که از نظر من بیان داره اینه که وقتی دوستانی که جزء دنبال کننده هاشون هستیم پست جدید می‌ذارن ؛نمی‌نویسه که از آخرین پستی که خوندیم چنتا پست دیگه گذاشته ؛
من میگم یه چی مثله پیام رسان های تو گوشی ولی واسه هر دنبال شونده از طرف کاربر یاشه؛بهتره
پ.ن۶:ایشالله همیشه سلامت و موفق باشید و :

*کنکوری‌هامون یه نتیجه‌ی فوق‌العاده بگیرن و همه‌مون رو خوشحال کنن
*زودتر اون نیمه‌ی گمشده‌های پیدا نشده هم ؛ پیداشون بشه و یه خبرشاد از این مدلی رو به ما بدید
*متاهل های بیانی هم ایشالله خوندواده‌هاتون پایدار و موفق و البته اگه خبرهای نی‌نی گونه هم بهمون بدید شاد میشیم
*دعوای بین زن‌داداش به خصوص از نوع کوچیکه هم ایشالله کمتر بشه و ایشالله خدا یه فهم و درک خوبی بهشون بده

پ.ن۷:تو این مدت که من رو تحمل کردید اگه ناخواسته باعث تکدر خاطرتان شدم(چه تو کامنت دادن چه تو نوشته‌هام) امیدوارم ببخشید
پ.ن۸: یه عالم متن تو گوشیم و لپ‌تاپم و پیش‌نویس "شهرزیتونی" دارم که فکر می‌کنم ارزش انتشار دادن رو داره دوس داشتم به اشتراک بذارمشون :(
پ.ن۹: ....(حرف هایی که فک می‌کنید تو دلم هس ولی نگفتم رو تو پ.ن۹ با همون چنتا نقطه گفتم خودتون با دید خودتون فکر کنید اون حرفا رو زدم)
پ.ن۱۰: آیه‌ی اول متن رو اگه تونستید به متن ربط بدید که هیچی وگرنه بیخیال‌ش بشید بهتره
پ.ن۱۱: از همینجا از زلیخا، یوسف ، آدم،حوا،سیب،گندم و بقیه شخصیت ها و اشیایی که باهاشون شوخی کردم یا شعری نوشتم که تیکه‌ای توش بود عذرخواهی می‌کنم (البته هر چی درباره‌ی آقای روحانی تیکه نوشتم حقشون بود) اینم بگم که از صفت هایی که بهم دادید ناراحت نیستم 

باشد که رستگار شویم

۹۷/۰۲/۱۹
Zeytoon fruit