شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

من بدون تو غرق دنیایی شدم که ...

شنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۷، ۰۲:۰۳ ب.ظ

نبودنش برام سخته ولی بودنش هم هیچ حسی بهم نمیده شاید به بودنش نیازمند شدم یه چی مثله ماده‌ی مخدر که بعد از مدتی فقط خود ماده مهم نیست دوز بودنش هم باید بالا تر بره و شاید به بودنش عادت کردم عادتی از جنس بودن نه از جنس روزمرگی که دل آدم رو بزنه دقیق نمیدونم اما مطمئنم اینکه تصور کنم که نیست شکنجه ی معنا داری ایجاد می‌کنه که نمیتونم بفهمم علت‌ش چیه و اینکه بدونم هست چیز خواستی اتفاق نمی‌افته
من بدون تو غرق دنیایی شدم که ازش متنفرم و بد تر از اون اینه که حالا دنیای دیگه‌ای رو نمیشناسم که یا بسازم ش یا به سمت اون دنیا کوچ کنم، عوالم مختلفی رو میبینم اما نه توان‌ش رو دارم و نه انگیزه‌ی ساخته شدن‌ش رو ...
این لحظه‌ی افتراقی بود بین دنیای خودم و بی‌حس بودن
این لحظه ای بود که نتونستم انتخاب کنم ولی اتفاق افتاد،من دارم مسیر رو واسه تموم شدن جاده میرم جاده‌ای که مثله قبلاها واس‌ش برنامه ی ۵ ساله و ده ساله و روز شمار وقایع و برنامه‌ریزی چارچوب مند واسش ننوشتم ، من بی تو....
#زیتون

#بی_مخاطبانه 

پ.ن۱: اگه می‌خواید انتقاد کنید که وای همه‌ی پسرا بی وفا هستن و همتون عین همید بعد یه مدت دخترا رو ول می‌کنید و ... باید بگم اصن اتفاقی نبوده که بخواد بهم بخوره! صرفا یه متن و نوشته هست همین [تظاهر به باور می‌کند]

پ.ن۲: داشتن اون لیست دادن هم هنوز ادامه داره خودم شماره‌ی ۱ رو خیلی دوست داشتم بنوشم که صد البته می‌نویسم ولی رمزی و به اونایی که اشاره نکردن به این مورد احتمال زیاد رمز‌ش رو نخواهم داد👊

پ.ن۳:....

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.