شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

ﻣﺎﺩﺭم اﮔﺮ دختری ﺭﺍﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﯼکه ....

پنجشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۳۵ ب.ظ

این متن رو قبلا پیشا یه جا خونده بودم الان دقیق یادم نیست کجا بود:|

*

ﻣﺎﺩﺭم اﮔﺮ دختری ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﻣﻦ ﺑﻪ دوچرخه ﺳﻮﺍﺭﯼ،ﮐﻨﺴﺮﺕ ﺭﻓﺘﻦ،ﻓﯿﻠﻢ ﺩﯾﺪﻥ، ﺷﻌﺮ ﻭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ، کافه ﺭﻓﺘﻦ ﻭ ﺷﺐ ﮔﺮﺩﯼ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﻫﻮا، سفرهای ﺑﯽ ﻫﻮﺍ ﻭ ﺳﺮﺑﻪ ﺳﺮﻫﻢ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﺯﺩ ﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ایمان ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﻫﺮ ﭘﺸﻪ ﯼ ماده ای ﮐﻪ ﺍﺯﺩﻭﺭو ﺑﺮﻡ ﺭﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮔﯿﺮ ندﺍﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ "ﺭﻓﯿﻖ" ﺑﻮﺩﻥ داﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ "مرد" ﺑﻮﺩﻥ طﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻪ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﻭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﺎﻥ ﺣﺴﻮﺩﯼ ﺷﺎﻥ ﺷﺪ , ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺷﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﻓﮑﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻧﺖ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﯾﺖ ﮐﺮﺩﻡ! ﮐﻪ ﺑﺎﻋﻠﻢ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﯾﻦجا زمین ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻨﺪِ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻥِ "ﻣﻦ" ، "ﺍﻭ" ﺑﺎﺷﺪ، ﺳﻨﺪِ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﻭﻃﺎﯾﻔﻪ ﻭ ﺣﺮﻑ ﻭ ﺣﺪﯾﺚ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ است احتمالا هرگز به آرزویت نخواهی رسید

*

روی این متن من حرف زیادی ندارم بعضی بخش هاش رو واقعا قبول دارم ولی بعضی بخش هاش برای اینکه توصیف کننده ی حس من باشه نیاز به تغییر و تکمیل داره
مثلا من واقعا دوست دارم خانمم رو من حساس باشه(گیر دادن یه چی دیگه هست قاطی نشه باهاش)

یا مثلا دوست دارم یهو مثلا تصمیم بگیریم بریم جمکران یا مشهد همین جوری یهویی

یا مثلا تو پیاده روی اربعین(البته ظاهرا فضاش واسه خانم ها میگن مناسب نیست) ولی اگه نشد حداقل کربلای دوتایی رو بریم

یا ....
پ.ن1:آدم هایی هم هستن که درسته رل ندارن ولی تعهد دارن

پ.ن2:خیلی بی انصافیه که من اینهمه کار کنم بعد اونوق هیجکی نباشه باهاش خستگی یه روز کاری رو از بین ببریم،اصن اوضاعیه دیکه به جایی رسیدم واسه اینکه تو شرکت بتونم دووم بیارم هنزفری به گوش با یه سری آهنگ تکراری که انقد پلی کردم حالم دیگه ازشون بهم می خوره ، کارام رو انجام میدم، همینقد تباه🙃

پ.ن3:در مورد آهنگ و کلا از اینجور چیزا که یه مدت ذهن رو مشغول میکنن تا آدم به یه چی دیگه فکر نکنه،(یه جور کنش مخدر گونه به ذهن میده) من حرف و نوشته زیاد خوندم و حتی خودم هم نوشته دارم ولی از اونجا که خودم الان راه بهتری واسه آرووم شدن ندارم و خودم به این مسئله عمل نمیکنم ، انتشار این مطلب رو "خر" میدونم،همین و تامام

۹۷/۰۵/۱۱

نظرات  (۳)

۱۱ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۷ محسن رحمانی
به به برادر زیتون کم پیدا .
پاسخ:
سلام برادر
۱۱ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۸ دختر خانوم❤
متن جالبی بود،با بعضی از قسمتاش زیاد موافق نبودم ولی خب در کل خوب بود :)
پاسخ:
:)
:l
:)
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">