شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

اینجا زیتون می نویسه از همه جا از همه چی

پربیننده ترین مطالب

بدترین جای دوست داشتن اونجاست که...

دوشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۹:۴۵ ق.ظ

بدترین جای دوست داشتن اونجاست که به خدا التماس می کنی که خدایا یا فراموشش کنم یا...

فراموشش کنم...:( ؟؟؟؟؟؟


پ.ن1:

درس منطق می دهم هر لحظه این دل را ولی

باز هم هر ترم مردود نگاهت می شود...

#ترم_جدید
پ.ن2:اون صحبت های مربوط به عوض شدن استاد درسی که من TAش بودم و این حرفا بود... رفتم تحقیق کردم دیدم اونی که اومده خودش TA یه درس دیگه بوده (TA های ما معمولا دانشجوهای دکترا هستن یه جورایی من عنوان کم سن ترین تدریس یار دانشگاه و بیشترین سابقه ی تدریس نسبت به حضورم تو دانشگاه رو با اختلاف زیاد از بقیه یدک می کشم!) بعد یارو نه اون قد درس داده که بتونه کلاس جمع کنه نه همون کلاسایی که میرفته تدریس یاری می کرده افراد زیادی توش بودن و کامل برگزار میشده(من تعداد هفته هایی که کلاسم برگزار شده از خود استاد اصلی بیشتر بوده و اینکه تعداد دانشجو های کلاس من از حضوری های خود کلاس استاد با وجود اجباری بودن حضورغیاب تو کلاس استاد و اختیاری بودن حضور تو کلاس من بیشتر بوده!)
با این اوصاف واقعا زورم میاد برم بهش پیشنهاد بدم که بشم TAش
از طرفی هم پروژه ی کارشناسیم رو میخوام تکمیل کنم و امسال(اگه ارشد مستقیمم اکی نشه) باید کنکور ارشد بدم و کارای شرکت هم هست کلا اوضاع پیچیده ای دارم ولی از اون طرف هم درس دادن به بچه هایی که تازه وارد محیط دانشگاه یشن و من اولین تدریس یار دانشکده ای شون هستم حس باحالی بود
خیلی پیچیده شده تصمیم گرفتن😕
#محبوبم کجایی پس بیایم باهم مشورت کنیم که چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوس داری همسرت استاد دانشگاه باشه یا به کارای شرکت برسه یا پروژه ی خفن کارشناسی ش رو که یه شبیه سازی عجیب غریب ....... هست رو تکمیل کنه یا بشینیم دو تایی واسه ارشد بخونیم؟؟؟؟؟؟؟؟

پ.ن3: حالا شما هم یه راهنمایی یا نظر بدید لدفا
پ.ن4:اگه حرفتون یه خورده شخصیه خصوصی بفرستید لطفا
۹۷/۰۶/۱۲

نظرات  (۵)

سلام این وسط خودتون هیچ علاقه ای ندارید؟؟
یه سوال شما ارشد دوم میخواهید بگیرید یا نه؟؟
پاسخ:
سلام
الان این پرسش شخصیه نیست یا #عاره_و_خلاصه_و_اینا؟؟؟؟؟
سلام نه...خوب شما از جواب دادن میتوانید تفره برید...با خواندن متن تون برام سوال پیش اومد
پاسخ:
من یه  ساعت مرخصی از شرکت گرفتم بیام تو دانشگاه این فرم پژوهشی رو ردیف کنم ولی الان نیم ساعت ش گذشته و از این tab بیان میرم تو توئیتر و از اون تب میام تو بیان#همینقد_تباه
سلام این ها نشانه استرس..توکل کنید به خدا
پاسخ:
توکل هم چیز خوبیه سعی می کنم بهش فکر کنم...

سلام
اگر از لحاظ زمانبندی و برنامه شخصی مشکلی ندارید بنظر من برید باهاشون صحبت کنید.
بهر حال شما نرید ایشون ممکنه کس دیگه ای رو پیدا کنن یا اینکه خودشون بتنهایی مدیریت کنن...
سخت نگیرید یه صحبته دیگه

پاسخ:
سلام
زورم میاد زیر نظر کسی باشم که خودش انقد حالیش نیست دانشجو ها رو جذب کنه و تجربه ی آن چنانی هم نداره
استاد قبلی درسته داغون بود ولی حداقل سواد داشت
(وی با همین غرور چنتا از پروژه های شرکت رو به فنا داده)
(وی مسئولیت مدیریت پروژه شرکت را دارد)
ببخشییید ؟!😊
ایشون قبلا تی ای بودن الان استاد درس هستن و مسئولیت کامل بعهده شونه از کجا میدونید قراره روالشون مثل قبل باشه؟
بهر حال خب اگر به غرورتون برمیخوره میتونید نرید :) اشکالی نداره که ...

درثانی ایشون به بنده پیام دادن گفتن اگر زیتون رو ببینم یک زیتون پرورده ای درست کنم ازش اون سرش ناپیدا :)) 
دیگه خود دانید 😊
پاسخ:
چقد این نظرتون خوب بود مرسی واقعا بسی خندیدم✌

نه خب من خودم هم TA بودم و اگه باهاش حرف بزنم TA خواهم بود (هرچند که بخشی از مباحث رو من پوشش می‌دادم)
در مورد غرور یه پست گذاشته بودم:

مهم نیست اگه انسان
به خاطر کسی که دوسش داره
غرورش را از دست بده

اما فاجعه است
اگر برای حفظ غرور
کسی  رو که دوس داره
از دست بدهد

ولی من که یار ندارم😜

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">