شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

فقط اون نگاه های گربهه :(

چهارشنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ۰۴:۱۰ ب.ظ


فقط اون نگاه های گربهه :(


پ.ن1: اگه متن یا شعری به نظرتون میرسه بفرستید

پست تعاملی هست

۹۷/۰۶/۱۴

نظرات  (۳)

هعی
پاسخ:
شاعر میگه:
به هر دستی که دور گردنم افتاد دل بستم
مرا زد عاقبت ماری که فکرش را نمی کردم:(
 آی آی آی :))
پاسخ:
شاعر میگه:

چه سـود از گنجیاب من که آهن پاره می یابد
پی یک دوست میگشتم، نصیب این شد که میبینی!

به هر کس، عکسِ جمعِ دوستانم را نشان دادم
به او گفتم برای من رقیب این شد که میبینی!
طفلک...

بلا تشبیه باشم :)) زیاد شده من از پنجره بیرونو نگاه کنم و صحنه های عشقولانه ببینم یا مکالمات بشنوم حتی :)

شعر... کجایی دقیقا کجایی بهش میخوره :)
پاسخ:
شاعر میگه:
دخترى زیبا که در رویا تو را بوسیده است
دست در دست کسى دیدى، بمیرى بهتر است...
(البته اینجا دستش تو دست یکی دیگه نیست ...!)

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.