شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

ی روزی ی نفری ی جوری...

چهارشنبه, ۷ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۵۷ ب.ظ

ی روزی ی نفری ی جوری سفت بغلت میکنه ک همه‌ی تیکه‌های شکسته‌ی قلبت دوباره بهم بچسبن

آره من هنوز هم معتقدم ی روز خوب میاد...

پ.ن۱:

هر موقع فک کردید اوضاع واس‌تون سخت شده ب پسر نوح فک کنید

فک کن خر و الاغ تو کشتی باباش دارن واسش سم تکون میدن این داره غرق میشه! همینقد تباه

پ.ن۲:بی_ربط_طوری!

ی آسه ی شاهه ی سرباز...

پ.ن۳:

اصن فک نمیکردم داداش کوچیکا انقد داداش بزرگا رو دوس داشته باشن

پ.ن۴:

می‌شود جای شما طو بشوم موقع چت

چ کنم دلبر من این ادبت کشت مرا...

(کاملا بی_مخاطبانه!)

پ.ن۵:یک متن خصوصی و رمزی!

01001100 01100101 01110100 00100000 01110101 01110011 00100000 01100001 01100111 01110010 01100101 01100101 00100000 01110100 01101000 01100001 01110100 00100000 01110100 01101000 01100101 00100000 01100011 01101111 01101101 01100010 01101001 01101110 01100001 01110100 01101001 01101111 01101110 00100000 01101111 01100110 00100000 01010010 01100101 01111010 01100001 00100000 01100001 01101110 01100100 00100000 01010011 01100001 01111001 01111001 01101001 01100100 01100001 01101000 00100000 01101101 01100001 01110011 01110101 01101101 01100101 00100000 01101001 01110011 00100000 01101101 01110101 01100011 01101000 00100000 01100010 01100101 01110100 01110100 01100101 01110010 00100000 01110100 01101000 01100001 01101110 00100000 01010010 01100101 01111010 01100001 00100000 01100001 01101110 01100100 00100000 01011010 01100101 01101001 01101110 01100001 01100010 00100000 01100001 01101100 00101101 01010011 01100001 01100100 01100001 01110100 00100000 01101111 01110010 00100000 01010010 01100101 01111010 01100001 00100000 01100001 01101110 01100100 00100000 01001101 01100001 01110010 01111001 01100001 01101101 00101110

پ.ن۶: یک پ.ن با محتوای خاک بر سری!

...My favourite sweet dish is your lips

نظرات  (۴)

پی نوشت 5 کاملا برمیگرده به مخاطب مجهول الهویه پی نوشت چهارم؟ 
پاسخ:
ن ی جورایی ولی ی جورایی هم آره
دلم واسه اینجوری نوشتن تنگ شده بود بیشتر!
۰۷ آذر ۹۷ ، ۲۱:۱۵ بابای نرگس
بند اول و آخر متنت کشت ما را...!
پاسخ:
:)
۰۷ آذر ۹۷ ، ۲۱:۳۱ محسن رحمانی
دادا مشکوک میزنی
زود تند سریع بیا بگو جریانو تا تبرو نیاوردم .:دی
پاسخ:
می خوام حذف کنم میگی تبر میارم
پست غمگین میذارم میگی تبر میارم
پست اینجوری میذارم میگی تبر میارم
شل کن حاجی شل کن برادر من انقد سخت نگیرید واسه جوونا
به نظرم زودتر دختر همسایه رو بگیر
متنای خطرناکی مینویسی خخخخ
پاسخ:
:)

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.