شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شهر زیتونی من

اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی و الشّیطانِ العینِ الرّجیم

شیطنتهای خاص😇

سه شنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۲۰ ب.ظ
روىِ در قفلى بزن پیراهنم را پاره کن
مى شود کارى کنى حالا که در دامِ توام؟...
پ.ن: فیلم دلشکسته رو یادتونه؟
فکرش رو کنید آخر امیرعلی با شلوار لی و پیرهن جذب بره دانشگاه
۹۶/۱۲/۰۸

نظرات  (۲)

۰۸ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۲۷ علی ابن الرضا

هههه آره جالب میشد...احتمالا همونجور هم شد روشون نشد نشون بدن

پاسخ:
:)
شاعر میگه:
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر ...
لای موهای تو گم کرد خداوندش را...!!!
ندیدم!

ولی به نظر جالب باشه

دلتون شاد
پاسخ:
داستان کلی فیلم اینجوریاست که دو تا تفکر مختلف(بچه مذهبی های اصیل و برادرای بسیجی و بچه های غیر مذهبی و آزاد) با هم تو یه کلاس هستند و هرکدوم واسه خودشون یه راس دارن که دور اونا جمع میشن نفس(نماینده ی غیر مذهبی ها) و امیرعلی (نماینده مذهبی ها) به خاطر پروژه ی درسی یکی از اساتید مجبور میشن با هم همکاری کنن و یه سری اتفاقا می افته عشق و عاشقی و از این جور داستانا در نهایت اون دختر جلف و غیر مذهبی و... چادری میشه
توصیه می کنم ببینید خیلی باحاله
دل شما هم شاد:)

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">